{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بار یه راننده تاکسیه تعریف میکرد میگفت: یه بار یه خانو

یه بار یه راننده تاکسیه تعریف میکرد میگفت: یه بار یه خانومِ سوار تاکسی شد. همین که میخواست کرایه بده یدفه دیدم پولشو گذاشت تو یه لیوان آورد سمت من که دستمون به هم برخورد نکنه.منم نامردی نکردم زدم کنار از داشبورد یه انبر دست برداشتم پولُ با انبر دست از لیوان برداشتم
دیدگاه ها (۳)

شمردن بلد نیستم اما تا دلت بخواهد دوست داشتن بلدمیک وقتهایی ...

کفش جدید ٢٠١۴

به ریل های قطار نگاه کن ، همیشه دستهایشان در دست همدیگر قفل ...

به هر کسی میرسی می گوید : آدم فقط یکبار عاشق می شوددروغ است ...

فیک: بیبی منpart1"ویو کوک" از خواب پاشدم، بوی قهوی کل خونه ر...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط