{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⭕ ️ چیزهای بی ارزش

⭕ ️ چیزهای بی ارزش

روزی دست پسر بچه‌ای در گلدان کوچکی گیر کرد و هر کاری کرد، نتوانست دستش را از گلدان خارج کند.

به ناچار پدرش را به کمک طلبید. اما پدرش هم هر چه تلاش کرد نتوانستند دست پسر را از گلدان خارج کنند. گلدان گرانقیمت بود، اما پدر تصمیم گرفته بود که آن را بشکند.

قبل از این کار به عنوان آخرین تلاش به پسرش گفت: «دستت را باز کن، انگشت‌هایت را به هم بچسبان و آنها را مثل دست من جمع کن. آن وقت فکر می‌کنم دستت بیرون می‌آید.»

پسر گفت: «می‌دانم اما نمی‌توانم این کار را بکنم.»

پدر که از این جواب پسرش شگفت‌زده شده بود پرسید: «چرا نمی‌توانی؟»

پسر گفت: «اگر این کار را بکنم سکه‌ای که در مشتم است، بیرون می‌افتد!»

شاید شما هم به ساده‌لوحی این پسر بخندید، اما واقعیت این است که :

✅ اگر دقت کنیم می‌بینیم همه ما در زندگی به بعضی چیزهای کم‌ارزش، چنان می‌چسبیم که ارزش دارایی‌های پرارزشمان را فراموش می‌کنیم و در نتیجه آنها را از دست می‌دهیم.
دیدگاه ها (۹)

آدم‌هایی در زندگی ما هستند که آرامند باید مراقب این آدم ها ب...

سر برشانه ام بگذارای مهربان یارمرسوای جهانم کنهر دم بر زبان ...

‌ ‌صفای عالم مستی غمم را برده از یادم,,,,,,بیادم باش و یادم...

سلام مـررسی از همــگی فالورایی عزیزم شرمنــده پستاتون رو ن ل...

💎مادرم آن روزها همه چیز برایش حیف بود، جز خودش!یک صندوق چوبی...

پسر بچه کوچک اخم کرد و دست به سینه شد و چشم ریز کرد : ممیخوا...

پارت 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط