{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی که چرا محو تماشای منی،

گفته بودی که چرا محو تماشای منی،
آنچنان محو که یک دم مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود،
ناز چشمان تو قدر مژه بر هم زدنی!
دیدگاه ها (۲)

بـگذار خیالت را راحت کنم دوسـت داشتنـت ،مشــروط بـه هیـچ شـر...

کاش زودتر به نداشته هایمان عادت کنیم.مثلا همین نداشتن تواز آ...

آنقدر ازعشـق مے گویـمآنقــدر مے نویســمکه صداے سکــوت مندنیـ...

💕 رک بگویم💕 می‌خواهم ببوسمت💕 چنان با محبت💕 که برای اولین بار...

گفته بودی که: «چرا محو تماشای منی؟و آنچنان مات، که یک دم مژه...

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

این داستان رو از خودم نوشتم امیدوارم خوشتون بیاد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط