{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یونا: هوی حواست باشه با دوست من درست حرف بزن

یونا: هوی حواست باشه با دوست من درست حرف بزن
تهیونگ: تو ببند کی خواست تو حرف بزنی
یونا: دوست دارم
تهیونگ: طوری میزنمت که صدا خر بدی
ا‌ت: منم طوری میزنمت تا صدای گاو بدی نظرت چیه.
جیمین: هوم خیلی داری پرو میشی میخای بهت درسی بدم که تا ابد فراموش نکنی
ا.ت:برو بابا ایششش
ا.ت ویو
درس تموم شد کیفمو برداشتم و رفتم بیرون که یونا هم اومد
یونا: ا.ت شی امشب بریم بار
ا.ت: نه
یونا: اا..تتت تروخدا
ا.ت: گفتم که نه
یونا: لطفاااا
ا.ت: پوفف باشه
یونا: مرسییی
ا.ت: شب میبینمت
رسیدم خونه لباسمو درآوردم رفتم حموم ۳۹ مینی گرفتم حوصله نداشتم برا همین رفتم فیلم ببینم که خوابم برد
با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم دیدم یونا داره بهم زنگ میزنه اوه یادم رفت امشب میخوایم بریم بار رفتم یه لباس پوشیدم
که یونا رو دم در دیدم
یونا: دختر چقدر دیر اومدی
ا.ت:ببخشید
یونا: سوار شو
ا.ت: باشه
جیمین ویو
امشب با تهیونگ می‌خواستیم بریم بار لباسمو پوشیدم رفتم بار
تهیونگ و دیدم که نشسته داره مست میکنه منم رفتم کنارش
تهیونگ: سلام
جیمین: سلام
یه ویسکی سفارش دادم برام آوردن داشتم اطراف نگاه میکردم که ا.ت و دیدم اوففف عجب دافی شده
دیدگاه ها (۱)

لباس ا.ت برای بار

فردا صبح ا.ت ویویعنی دوباره باید برم مدرسه ای خدااااا فرم مد...

ا.ت ویوبا صدای گوشیم از خواب بلند شدم رفتم دستشویی کارای مرب...

شخصیت های اصلی: ا.ت . جیمین. تهیونگ . یوناموضوع: عاشقانه . (...

part ۴ استاد جذاب من

وقتی به اجبار ازدواج کردی و..

خون اشام پنهان ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط