{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز تو صف نونوایی، ۲تا اسطوره عشق دیدم دلم براشون رفت😢

دیروز تو صف نونوایی، ۲تا اسطوره عشق دیدم دلم براشون رفت😢
پیرمرد رو سکو نشسته بود نفسی تازه کنه پیرزن دستشو گرفته بود با شالش داشت سرشو خشک می‌کرد سرما نخوره
بعد اومدن نون بگیرن، سر حرف باز شد پیرزن گفت ما طاقت دوری همو ۶۰ ساله که نداریم! به اون مرد خیلی حسودیم شد😍

پ‌ن: عکسها رو با اجازه خودشون منتشر کردم.

💯
دیدگاه ها (۰)

.حرف زدن از عزت و شرف و غیرت برای بعضیا مثل حرف زدن از رژیم ...

بسم اللهبخونید حتمابازنشر از برادر خوبم سجاد در ویسگونحرف زد...

5 minutes to deathPart ۲3تقریباً پنج دقیقه بعد صدای آژیر ماش...

ادامه ی پارت ۱۸۵

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۶۱۳تند اشکم رو پاک کرد و سرمو ...

پارت جدید

#پارت52 #دلبربلادخترا جیغشون در اومده بود و منم ریلکس دا...

فیک"خاموشش کن"۱۶

پارت4:Love you so muchیه ماشین دراز و بلندی داشت از دور میوم...

ماجراهای ایشون و اوشون این قسمت نمایش چپکی یعنی اینم شانسه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط