دیروز تو صف نونوایی، ۲تا اسطوره عشق دیدم دلم براشون رفت😢
دیروز تو صف نونوایی، ۲تا اسطوره عشق دیدم دلم براشون رفت😢
پیرمرد رو سکو نشسته بود نفسی تازه کنه پیرزن دستشو گرفته بود با شالش داشت سرشو خشک میکرد سرما نخوره
بعد اومدن نون بگیرن، سر حرف باز شد پیرزن گفت ما طاقت دوری همو ۶۰ ساله که نداریم! به اون مرد خیلی حسودیم شد😍
پن: عکسها رو با اجازه خودشون منتشر کردم.
💯
پیرمرد رو سکو نشسته بود نفسی تازه کنه پیرزن دستشو گرفته بود با شالش داشت سرشو خشک میکرد سرما نخوره
بعد اومدن نون بگیرن، سر حرف باز شد پیرزن گفت ما طاقت دوری همو ۶۰ ساله که نداریم! به اون مرد خیلی حسودیم شد😍
پن: عکسها رو با اجازه خودشون منتشر کردم.
💯
- ۱.۱k
- ۲۶ بهمن ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط