{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی یار نبودی که ببینی چه کشیدم

بی یار نبودی که ببینی چه کشیدم
بی زار نبودی که ببینی چه کشیدم

تو یک خط صافی که به بن بست نخورده
پرگار نبودی که ببینی چه کشیدم

تو عادتت این بوده که آسوده بخوابی
بیدار نبودی که ببینی چه کشیدم
"من" پیش نگاه تو چه سخت است ولیکن
انگار نبودی که ببینی چه کشیدم
باغ ارمی ارگ بمی چهل ستونی
آوار نبودی که ببینی چه کشیدم

از چهره ی خورشید فقط سایه کشیدی
دیوار نبودی که ببینی چه کشیدم
صد مرتبه سوزانده ای و باز بسوزان
سیگار نبودی که ببینی چه کشیدم

هربار تو بردی و انالحق زدی و بعد...
بردار نبودی که ببینی چه کشیدم
تو مثل من از وسوسه ی شعر سرودن
بیزار نبودی که ببینی چه کشیدم
دیدگاه ها (۲)

طواف عشق میخواهی، بیا دل را زیارت کُن شبیه قطره ی باران، کمی...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

من از آن کافه ی زیبای چشمانت طمع دارمکه هر صبحی بریزد، قهوه ...

شب به سحر نمیرسد ، گر نکنم خیال تو....این دل بیقرار من ، رشک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط