قدیما ...فیزیوتراپی...کرسی بود.
قدیما ...فیزیوتراپی...کرسی بود.
قدیما... سونوگرافی و غربالگری...تجربه مادر بزرگها بود
قدیما... زمستون ژاکت و کلاه و دستکش، دست بافت مادر بود
قدیما ...چای با سماور بود
قدیما ... غذای ساده ،اشکنه و آش رشته و دور همی بود...
قدیما..
خواب زیر پشه بند و روی پشت بام بود
قدیما ...کسی زمستون خیار و هندونه و سردی نمی خورد
قدیما... زیره و رازیانه و روغن حیوانی وشیره و عسل بود
قدیما ...رنگ موی سفیدمادر حنا بود ...
قدیما ...پولها زیر فرش بود
قدیما...صبح زود صدای بلند نماز خواندن پدر بزرگ بود
قدیما...قصه گو و آموزگار پدر بزرگ و مادر بزرگ بود
قدیما ...کمتر کسی رنگ چشمهای پدر را دیده بود
قدیما...هفت سنگ بود و لی لی و توپ دو لایه
قدیما ...رفیق بود و رفاقت و دلتنگی
قدیما ...زمستون زمستون بود تابستون تابستون...
یهویی اومد و همه چیز عوض شد ...
❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤
قدیما... سونوگرافی و غربالگری...تجربه مادر بزرگها بود
قدیما... زمستون ژاکت و کلاه و دستکش، دست بافت مادر بود
قدیما ...چای با سماور بود
قدیما ... غذای ساده ،اشکنه و آش رشته و دور همی بود...
قدیما..
خواب زیر پشه بند و روی پشت بام بود
قدیما ...کسی زمستون خیار و هندونه و سردی نمی خورد
قدیما... زیره و رازیانه و روغن حیوانی وشیره و عسل بود
قدیما ...رنگ موی سفیدمادر حنا بود ...
قدیما ...پولها زیر فرش بود
قدیما...صبح زود صدای بلند نماز خواندن پدر بزرگ بود
قدیما...قصه گو و آموزگار پدر بزرگ و مادر بزرگ بود
قدیما ...کمتر کسی رنگ چشمهای پدر را دیده بود
قدیما...هفت سنگ بود و لی لی و توپ دو لایه
قدیما ...رفیق بود و رفاقت و دلتنگی
قدیما ...زمستون زمستون بود تابستون تابستون...
یهویی اومد و همه چیز عوض شد ...
❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤
- ۲.۰k
- ۰۳ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۵۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط