{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدم تا دل تو یک شبه غارت ببرم

آمدم تا دل تو یک شبه غارت ببرم
گله از کوه کنم ذره به غایت ببرم

مثل فرهاد شوم تیشه به دستم گیرم
قصه شیرین کنم و تا به حکایت ببرم

میزنم تیشه بر آن کوه دلت تا شاید
تکه سنگی به در خانه به جایت ببرم

دلخوشم تا نگهی بر دل مسکین فکنی
گرچه این حسرت دل را به قیامت ببرم

میسرایم غزلی تا که کنم رسوایت
من بدین سان دل سنگت به روایت ببرم

عمرم آخر شد و هر روز و شبم با ناله
عاقبت پیش خدا از تو شکایت ببرم
دیدگاه ها (۲)

دل به او دادم بگفتا دست و دلبازی مکنگفتم ای جان...

با من بیا زیبای من! تا عشق مهمانت کنمدردی اگر داری بگو با بو...

تو که رفتی نفســـم بی تو غریبانه گرفتدلِ زارم قفسی شد که به ...

اینکه غم دنیا به دلم هست مهم نیستدنیا شده یک کوچه بن بست مهم...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿می‌ایستد روبه‌روی پنجره دست می‌کشد به...

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی ...همت کن بگو یکی اینجا دلش از...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿مگر لایق تکیه دادن نبودم؟تو با حسرت ش...

‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌나만의 ੮‧‌‌꯭੮‌꯭‧‌੮‧‌ 계절...

مولا على عليه السلام:الدُّنيا لا تَصفو لِشارِبٍ، ولا تَفی لِ...

خدا همان دستی‌ستکه وقتی همه چیز از دستت رها می‌شودآرام و بی‌...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ای عاشقِ خام، از خدا دوری توما با تو ...

رهایتنمی‌کردم! مگر زمانی که مرا از قصد گم کردی.

امام صادق عليه السلام:اگر به كسى خوبى كردى، آن را با منّت گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط