{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم تنگ است...

دلم تنگ است...
می خواهم بخندم، نمی توانم...
می خواهم نگویم، نمی توانمِ..
می خواهم نگریم، نمی توانم...
می خواهم نباشم، نمی توانم،
می خواهم....!
اصلا می دانید چیست؟
دلم تنگ نیست...
فقط دیگر ...
هرچه را می خواهم...
نمی توانم....
دیدگاه ها (۱)

از قوے بودن خستہ‌امدلم یڪ شانہ مےخواهدتڪیہ دهم بہ آنو بےخیال...

چرا همیشه گفته میشود . . .سکوت نشانه ی رضایت استچرا نمی گوین...

خدایا بخدا دلم گرفتهدلم گرفته از این که می خواهم بخندماما نم...

چـنـد وقـتـیـسـت بـه جـاے یـک جـرعـه آب ِ خـو ش بـغـض; از گـ...

گاهی...دلم برایت آن قدر تنگ می شودکه حتی نمی توانم اسمش را د...

هنگ کنگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط