من

#من
با چشمان #تو
اندوه #آزادیِ هزار پرنده ی بی راه را
گـــــریسته بودم
وتــو
نمی دانستی
دیدگاه ها (۱)

بیمار خنده‌های توام، بیشتر بخندخورشید آرزوی منی، گرم تر بتاب...

«قصدِ من از حیآٺ،تماشایِ چشمآنِ توسٺ ...»#فاضل نظری

تاب می‌خوری روی #پاییز دوستت دارم‌هایم هولت می‌دهند کودکان...

نه چتر #باخود داشت نه روزنامه نه چمدان #عاشقش شد...

چشمان تو را هیچ کس نمی تواند توصیف کند````🫠

و دیگر جوان نمیشومنه به وعده ی عشق ونه به وعده ی چشمان تو !و...

کسی صدای من را نمی شنیداما تو اندوه مرا از پشت همان نقاب لبخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط