{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تــو کیستی که مــن اینگونه بی تــو بی تابم

تــو کیستی که مــن اینگونه بی تــو بی تابم
شــب از هجــوم خیـــالت، نمـــی برد خـــوابم
تـــو کیستی که مـــن از هر مــوج تبسم تـــو
بـــه ســـان قـــایق ســرگشته، روی گردابــم
چـــــه آرزوی محالیســت زیـــــستن بـــا تــــو
مـــرا همیـــن بگذارند: یـــک سخـــن بـــا تــو …
فریدون مشیری
دیدگاه ها (۲)

چه تفاوتی میکند آنسوی دنیا باشیم یا چند کوچه آن طرفتر ؟پای د...

آتش زدن به یک “سرنوشت”کبریت نمی خواهد که !!“پـــا” می خواهد ...

هوای این روز ها را دوست دارممرا به هوای نداشته هایی می بردکه...

شده دلتنگ شوی، فاصله فرسنگ شودیاد شیرین کسی تیشه ی هرسنگ شود...

تو کیستی ...که اینگونه بی تو بی تابمشب از هجوم خیالت نمی‌برد...

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم شب از هجوم خیالت نمی بر...

عاشقانه های شبنم

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۹: بزرگ‌ترین خطرشب عمیق‌تر شده بود.صدای م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط