آخه این چی داشت گزارش کردی

آخه این چی داشت گزارش کردی 😐

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۲

روی تخت دراز کشیده بودی که صدای تق تق در اومد)
_=خانم جئون به شوهرت اجازه میدی بیاد تو
+=با صدای گرفته گفتی بیا تو(به محض اینکه در باز شد با جونگ کوک مواجه شدی که با دسته گل بزرگ اومد پیشت و روی تخت نشست و گل هارو سمتت گرفت)
_اووووو ببین شوهرت برای پرنسسش چی گرفته
+خواستی گل ها رو بگیری که دستش رو عقب کشید
_اول باید آشتی کنی
+باشه بخشیدمت
_قیافت که اینو نمیگه (با خنده )
+ای بابا بخشیدمت دیگه حالا گل هارو بده به م.....
(خواستی حرفت رو کامل کن که ل،ب هاش رو گزاشت رو ی لباهات و اومد روت,دستش رو برد سمت لباست که هلش دادی عقب)
+عه آخه الان
_(میخنده)باشه...باشه ... تو راست میگه الان وقتش نیست (گل هارو جلوت گرفت)ا/ت من واقعا معذرت میخوام نباید همچین روزی رو یادم می‌رفت .. معذرت میخوام
+(گل هارو از دستش گرفتی و بهش لبخند زدی ) منم معذرت میخوام جونگکوک نباید اینقدر این موضوع رو بزرگ میکردم
(همدیگه رو بغل کردین و باهم رفتین و بیرون و شب هم خودتون میدونین چیکار کردن)😐

𝐿𝒶 𝐹𝒾𝓃.








#کیپاپ #سناریو #تکپارتی #وانشات #رمان #تصور_کن #بی_تی_اس #کره_جنوبی #جونگکوک #تهیونگ #جیمین #شوگا #جیهوپ #جیمین #نامجون #bts #jk
دیدگاه ها (۲)

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۱(ساعت از ۱۰ گذشته بود و جونگکوک هنوز از سرکار برنگشته ...

(امروز جیهوپ بهت گفته بود که جلسه داره و امشب دیرتر میاد خون...

### فصل اول | پارت سومنویسنده: Ghazal ماشین لندکروز مشکی با...

جیمین فیک زندگی پارت ۹۴#

سناریو (درخواستی) وقتی ۱۴ سالته و اونا برادر بزرگترتن و بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط