{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر گیسوی تو درمشت گره خورده ی باد

سر گیسوی تو درمشت گره خورده ی باد
خبر از خانه ی ویران شده در مه می داد

من همان نامه ی نفرین شده بودم که مرا
بارها خط زد و تا کرد ولی نفرستاد

داس بر ساقه ی گندم زدی و بی خبری
آه یک مزرعه در پشت سرت راه افتاد

هر چه فریاد زدم، کوه جوابم می کرد
غار در کوه چه باشد؟ دهنی بی فریاد 

داشتم خواب شفایی ابدی می دیدم
که تو از راه رسیدی مرض مادرزاد

بغض من گریه شد و راه تماشا را بست
از تو جز منظره ایی تار ندارم در یاد

#احسان_افشاری
دیدگاه ها (۶)

تو ای که گفتنت پریدن پرنده هاست بمن بگو، بگو، تو را که زاده ...

تو شبیهآخرین سیگار پدرم هستیکه برای همیشه ناتمام مانداینگونه...

من همان نامه نفرین شده بودم که مرا بار ها خط زد و تا کرد ولی...

حالا که آمدی حرفِ ما بسیار، وقتِ ما اندک، آسمان هم که بارانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط