فصل دو چرا من
فصل دو ( چرا من؟)
پارت پنج🍓🗿
ویو ات:
تهیونگ رفت برام یه لیوان اب بیاره که نامی و جین ما رو دیدن وایییییی یعنی الان میفهمن با هم هستیم؟ وای اگه بفهمن اب میشم میرم تو زمین در هم نمیامممم
ته: ات ترسید دارم براش یه لیوان اب میارم هیچی نشده نامی
نامی و جین رفتن
هوففف نزدیک بود ولی من اصلا خواب بد ندیدم الکی این حرف رو زدم در اصل
فلش بک به خواب ات
ات در یک جنگل تاریک و ترسناک گم شده بود که صدای زوزه گرگ رو شنید بالای سرش رو نگاه کرد ماه خونین رنگ معلوم بود
ات: مثل اینکه حتی ماه هم ازم عصبیه بهتره برم یه جای امن
بعد از نیم ساعت پیاده روی
ات: چی ...اون...اون یه کلبه هست ...اره اره یه کلبست بهتره سریع برم اونجا
داخل کلبه:
وای بیرون کلبه خیلی قدیمی بود ولی داخلش شبیه یه خونه نو سازه عجیبه
گلدون اوفتاد و شکست
ات: جیغغغغغغغغغغغ
؟؟؟: هی هی اروم باش اروم باش کاریت ندارم
ات: تو تو کی هستی کلاهت رو بردار
؟؟؟: کلاهش رو برداشت
ات: چی؟ ته؟
ته: من و میشناسی؟
ات: معلومه تو...
ذهنش: اینجا یه خوابه ممکنه ندونه فقط بهش میگم رفیقشم
ات: تو...رفیق صمیمی منی عجیبه من و نمیشناسی
ته: اسمت ...اسمت چیه....نکنه هه جی هستی؟
ات: هه جی؟ ( وایسا ببینم اگه اسم واقعیم رو بگم و من و نشناسه عجیب میشه) اره ...اره من هه جی هستم
ته: محکم ات رو بغل میکنه
ات: چی شده تهیونگ؟😳
ته: هه جی من و ببخش بهت خیانت کردم...همش تقصیر اون دختره لعنتیه
ات: منظورت کیه؟
ته: ات! ات ...اون دختره خودش رو بهم نزدیک کرد و سعی کرد من و اغوا کنه! لونا اونو از من دورش کرد ولی جواب نداد اون همش برمیگرده
ات: که ...که اینطور
ته: راستی هه جی تو اینجا چیکار میکنی منطقه ممنوعه هست اینجا
ات: عام خوب د..داشتم میگشتم یهو مسیرم خورد به اینجا اصلا هواسم نبود کجا دارم میرم
ته: اها
پایان فلش بک
زمان حال :
تهیونگ داشت کار های بانک رو انجام میداد( اگه یادتون باهش گفتم تهیونگ ریئس بانکه) که یه نفر بهش پیام داد
هه جی: تهیونگ امروز وقتت خالیه؟
میخوام برم بیرون گفتم با تو برم
تهیونگ: نه
سرم شلوغه
یه پیام دیگه براش اومد از طرف ات
ات: تهیونگ کی میای خونه؟
ته: هر وقت که تو بخوای
ات: میتونی الان بیای؟
ته: باشه میام
ات: خونه میبینمت
ته: باشه
کات خوردن صحنه و ورود به خانه
ته: نامییییی
نامی: هاااا چته صدات رو انداختی تو گلوت
ته: تو به اون شماره من و دادی؟؟؟
نامی: به کی؟؟
ته در گوش نامی گفت: هه جی
نامی: دوباره بهت پایم داد؟
ته: اره
نامی: نه من شمارتو ندادم
ته: باشه میرم بالا
نامی : باشه
ته از پله ها رفت بالا و رفت اتاق ات
تق تق تق
ات: بیا تو
ته: سلامممم
ات: تهیونگ( پرید بغلش)
ته: چقدر دلم برات تنگ شد ( شروع میکنه به بو کشیدن موهای ات)
ات: تهیونگ باید راجب یه چیزی باهات حرف بزنم
ته: چی شده؟
ات:....
مایل به حمایت؟🗿🔪؟
پارت پنج🍓🗿
ویو ات:
تهیونگ رفت برام یه لیوان اب بیاره که نامی و جین ما رو دیدن وایییییی یعنی الان میفهمن با هم هستیم؟ وای اگه بفهمن اب میشم میرم تو زمین در هم نمیامممم
ته: ات ترسید دارم براش یه لیوان اب میارم هیچی نشده نامی
نامی و جین رفتن
هوففف نزدیک بود ولی من اصلا خواب بد ندیدم الکی این حرف رو زدم در اصل
فلش بک به خواب ات
ات در یک جنگل تاریک و ترسناک گم شده بود که صدای زوزه گرگ رو شنید بالای سرش رو نگاه کرد ماه خونین رنگ معلوم بود
ات: مثل اینکه حتی ماه هم ازم عصبیه بهتره برم یه جای امن
بعد از نیم ساعت پیاده روی
ات: چی ...اون...اون یه کلبه هست ...اره اره یه کلبست بهتره سریع برم اونجا
داخل کلبه:
وای بیرون کلبه خیلی قدیمی بود ولی داخلش شبیه یه خونه نو سازه عجیبه
گلدون اوفتاد و شکست
ات: جیغغغغغغغغغغغ
؟؟؟: هی هی اروم باش اروم باش کاریت ندارم
ات: تو تو کی هستی کلاهت رو بردار
؟؟؟: کلاهش رو برداشت
ات: چی؟ ته؟
ته: من و میشناسی؟
ات: معلومه تو...
ذهنش: اینجا یه خوابه ممکنه ندونه فقط بهش میگم رفیقشم
ات: تو...رفیق صمیمی منی عجیبه من و نمیشناسی
ته: اسمت ...اسمت چیه....نکنه هه جی هستی؟
ات: هه جی؟ ( وایسا ببینم اگه اسم واقعیم رو بگم و من و نشناسه عجیب میشه) اره ...اره من هه جی هستم
ته: محکم ات رو بغل میکنه
ات: چی شده تهیونگ؟😳
ته: هه جی من و ببخش بهت خیانت کردم...همش تقصیر اون دختره لعنتیه
ات: منظورت کیه؟
ته: ات! ات ...اون دختره خودش رو بهم نزدیک کرد و سعی کرد من و اغوا کنه! لونا اونو از من دورش کرد ولی جواب نداد اون همش برمیگرده
ات: که ...که اینطور
ته: راستی هه جی تو اینجا چیکار میکنی منطقه ممنوعه هست اینجا
ات: عام خوب د..داشتم میگشتم یهو مسیرم خورد به اینجا اصلا هواسم نبود کجا دارم میرم
ته: اها
پایان فلش بک
زمان حال :
تهیونگ داشت کار های بانک رو انجام میداد( اگه یادتون باهش گفتم تهیونگ ریئس بانکه) که یه نفر بهش پیام داد
هه جی: تهیونگ امروز وقتت خالیه؟
میخوام برم بیرون گفتم با تو برم
تهیونگ: نه
سرم شلوغه
یه پیام دیگه براش اومد از طرف ات
ات: تهیونگ کی میای خونه؟
ته: هر وقت که تو بخوای
ات: میتونی الان بیای؟
ته: باشه میام
ات: خونه میبینمت
ته: باشه
کات خوردن صحنه و ورود به خانه
ته: نامییییی
نامی: هاااا چته صدات رو انداختی تو گلوت
ته: تو به اون شماره من و دادی؟؟؟
نامی: به کی؟؟
ته در گوش نامی گفت: هه جی
نامی: دوباره بهت پایم داد؟
ته: اره
نامی: نه من شمارتو ندادم
ته: باشه میرم بالا
نامی : باشه
ته از پله ها رفت بالا و رفت اتاق ات
تق تق تق
ات: بیا تو
ته: سلامممم
ات: تهیونگ( پرید بغلش)
ته: چقدر دلم برات تنگ شد ( شروع میکنه به بو کشیدن موهای ات)
ات: تهیونگ باید راجب یه چیزی باهات حرف بزنم
ته: چی شده؟
ات:....
مایل به حمایت؟🗿🔪؟
- ۱۰.۴k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط