{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۶

پارت ۶

آیدل رویایی من

ات :عهه نامجون اوپا اذیت نکن
جین : خو راست میگه دیگه زن دددااااادددداااااش
همه زدن زیر خنده
کوک : مبارکه خوشگل من
ات : مسی اوپا
جیمین: ( دیگه نمیتونستم اونجا بمونم یه بغض بزرگی تو گلوم بود ) من میرم آب جو بگیرم ( و رفتم)


جیهوپ ویو
جیمین بهم گفته بود از ات خوشش میاد فکر کنم حالش بد بود که رفت بیرون نگرانش شدم منم باهاش رفتم

هوپی: جیمین منم میام
جیمین : ب...با.....باشه بیا

پرش زمان وقتی جیمین و هوپی برگشتن

هوپی: جیمین
موچی: .....
هوپی: جیمین
موچی: .......
هوپی : جیمین( بلند)
موچی :بله
هوپی : کجایی سه ساعته دارم صدات میکنم‌ رسیدیم برو تو
موچی:‌‌‌‌‌ باش

موچی و هوپی : سلام
همه :سلام.

ات ویو
جیمین و جیهوپ اوپا اومدن. داشتیم حرف میزدیم که ته ته گفت
ته :ات میای خونه من
ات :اوووم (به کوک نگاه میکنه )
کوک: به نشانه ی آره سر تکون میده
ات :باشه
ته : خوبه پس آماده شو بریم
ات : باش
رفتیم خونه ته تصمیم گرفتیم با یونتان بریم بیرونن وقتی رفتیم ته گفت من میرم سوپر مارکت تو و یونتان اینجا باشین قبول کردم وقتی رفت داشتم با یونتان بازی میکردم که چیزی رو دهنم حس کردم و یهو........

خمارییییی............







ادامه دارد
شرطا
لایک:۴
کامنت:۴
دیدگاه ها (۵)

پروف جدید گمم نکنید

یااا خدااا برگااااممممممنووونننن

بپرسسسییییییید

مگه من چیکار کردم چرا گزارش میکنین 😭😭😭😭😭😭

پسری که قلبم رو برد

𝐌𝐲 𝐥𝐢𝐭𝐭𝐥𝐞 𝐠𝐢𝐫𝐥 دختر کوچولوی من

شب تولدم پارت 33فصل دوم پارت 4از صف تاب زدم بیرون رفتم پیش ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط