part

part3🦋




جونگکوک«خیلی ناز خوابیده بود میخواستم بشینم و فقط نگاش کنم اما چونکه هنوزم تب داشت و خواب بود بهتر بود که از فرصت استفاده کنم و حوله رو بزارم رو پیشونیش حوله رو به آب سرد آغشته کردم و آروم آروم گذاشتم رو پیشونیش چندین بار این کارو کردم تا آبش پایین اومد بعدش با یه پارچه ی تمیز پیشونیش رو خشک کردم و دراز کشیدم کنارش و بغلش کردم و دستامو دور کمر باریکش حلقه کردم و سرمو گذاشتم رو گودی گردنش و ترقوه های خوشگلش رو بوسیدم واقعا زیبای این دختر فوق العاده است در حدی که باورم نمیشه یه انسان معمولیه بیشتر بغلش کردم و خیره به صورت زیباشو زل زدم که نمی‌دونم چیشد کم کم خوابم برد




{شیش صبح}



هارا«با احساس خشکی تو گلوم از خواب بیدار شدم و دیدم داداش خیلی محکم منو بغل کرده با زحمت خودم رو از بغلش در آوردم و از بغل تختم پارچ رو برداشتم و توی لیوان آب ریختم و خوردم بعدش دوباره به تخت برگشتم و داداشم و بغل کردم سرمو آروم گذاشتم رو سینش دوباره خوابیدم




{چند ساعت بعد}





ادامه دارد...‌
دیدگاه ها (۰)

part4🦋جونگکوک«با تکون های ریزی تو بغلم از خواب بیدار شدم که ...

part5 🦋{بعد از صبحونه}-بهتری دخترم؟&اوم-قشنگم برو بخواب بدنت...

part2🦋me«پسرک آشفته بود اما به روی خودش نمی آورد حالش اصلا خ...

part1🦋me«گاهی آدما دلشون میخواد داد بزنن برقصن توی گودال های...

P15💫ساعت پنج صبح//یونگی«با آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم و ب...

وقتی بچدار نمیشدی پارت2:یک ربع بعد...رسیدم خونه هنوز شام درس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط