My violent mafia

My violent mafia
season1
Part25
که یهو دیدم کوک لخته و داره بکس کار میکنه اروم رفتم پشت سرشو..
بووو
کوک: هوم ام اومدی کارت داشتم
ا.ت: اره اومدم چی شده
کوک: میخای بوکس یاد بگیری
ا.ت: هااا اره میخامم(ذوق)
ویو کوک
رفتم سمت ا.ت ودستشو گرفتم یه باند کلفت بستم به دستای کوچولوش وپشت سرش ویسادم و دستاشو گرفتم
اروم اروم شروع کردم به مشت زدن به بکس
بعد چند دیقه بکس کار کردن با ا.ت دیگه خسته شدم رفتم سمت آب و یکم اب خوردم
ا.ت: میگم..
کوک: جانم بگو
ا.ت: راستش میخاستم ی سوال بپرسم
کوک: بگو چیشده
ا.ت: ام کوک میگم تا حالا دوست دختر داشتی یا داری یا مثلا کسی بوده که از ته قلبت دوسش داشته باشی
کوک: اره معلومه
ا.ت: اهان ام باشه پس من میرم
کوک: چی شده ها
ا.ت: هیچی فقط تنهام بزار
ویو ا.ت
من باورم نمیشه کوک دوست دختر داره
بعد حرفش ذهنیتم کاملا عوض شد
واقعا اشتباه فکر میکردم با خودم میگفتم کوک دوسم داره
ولی نه اینطوری نبود
با این حرفش از باشگاهش زدم بیرون و رفتم سمت اتاقم رفتم زیر پتو و کلی گربه کردم
ولی با خودم احتمال میزدم که شاید منظورش من بودم یا قبلا داشته ولی گریم بند نمیومد
ویوکوک
نمیفهمم مگه من چی گفتم یعنی از حرفم خوشش نیومد
هرچی که بود ناراحت شد
پس رفتم سمت اتاقش و در زدم و درو باز کردم رفتم سمتش و نشتم کنارش
موهاشو نوازش کردمو دارز کشیدم پیشش
کوک: باز چی شده هوم
ا.ت: تو دوست دختر داری؟
کوک: ارع
ا.ت: پس چرا باهام اون کارو کردی هوم
کوک: ام دوست دختر الان کنارمه
ا.ت من تورو دوست دارم تو دوست دختر منی
ا.ت: واقعا دوسم داری؟
کوک: اهوم
اروم بغلش کردم سرمو برم لای موهاش و عطر بوی کاپ کیکشو کشیدم تو ریه هام
بعد چند دیقه از اغوش گرمش جدا شدم و از تخت اومدم پایین و رفتم اتاقم
بعد چند دیقه...
بعد چند دیقه گوشیم زنگ خورد امیلی بود
(نکته:امیلی دوست دختر تازگیای کوک هست پشکل😒)
امیلی: اوم ددی کی بیام خونتون (لوس)
کوک: بیب هنوز کارم تموم نشده فعلا نیا
امیلی: باش فقط زود اون دختره رو میش کن بره بیام پیشت
کوک: اوکی مواضب خودت باش
امیلی: باجه بوج بوج خدافظ
پایان مکالمه
همون لحظه ا.ت اومد داخل
ا.ت: با کی حرف میزدی؟
کوک: با دوستم
ا.ت: اهوم
کوک: میگم دوست داری بری بیرون
ا.ت: با تو اگه باشه میرم
کوک: خب راستش یکی از همکارام میخاد بیاد نمیخام ببینمت
ا.ت: اهوم باشه پس خب میگم چند ساعت کارت طول میکشه
کوک: ام.. خب.. 2ساعتینا
ا.ت: خب باشه پس من میرم سمت فروشگاه بزرگ بچرخم تا قبل 2ساعت برمیگردم
ویو ا.ت
یکم مشکوک بدم ولی بدن هیچ حرفیزود اماده شدم و رفتم بیرون بعد 1 ساعت گشتن حوصلم سر رفت ...
ویو کوک
بعد اینکه ا.ت رفت به امیلی زنگ زدمو اونم اومد اینجا یکم فیلم دیدیم
امیلی: چیزه میگم کوک بوجم میکنی
کوک: اهوم
شروع کردم به بوسیدنش تا لباساشو میخاستم درارم ی دفعه...
ویو ا.ت
بالاخره بعد کلی خرید و گشتن برگشتم خونه
که ی دفعه دیدم...
دامه دارد...
شرط30لایک
این فصل تموم شد شماهم یکم استراحت کنید ✨
و اینکه سه روز دیگه مدرسه ها شروع میشه درساتنو بخونید🙂
خماری خوش بگذره🌷🤪
دیدگاه ها (۳۸)

My violent mafiaseason۲Part۱با دیدن اون صحنه قلبم ریخت... . ...

My violent mafiaseason۲Part۲رفتیم پایین اون دختره دیگه نبود ...

violent mafiaseason1Part24ویو ا.ت با نور خورشید از خواب پاشد...

متستفانه ی کصخل که یکی از فلورام حتما بوده باعث شد پیجم سوم ...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

"سرنوشت "p,36...۱۰ مین بعد ....ا/ت : بریم تو ؟ سرده....کوک :...

"سرنوشت "p,35..ساعت ۳ صبح .....با حس باد سردی چشمامو باز کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط