{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی محابا...

بی محابا...
سربزن
بر کلبه ی احزان من
تا چو
یعقوب از وصالت
نور گیرد دید ه ام
دیدگاه ها (۱)

‌‌بیگانگی ز حد رفت...ای آشنا مپرهیز!

.اگریک روز مجبور شومکہ تو را ترک کنمکوچک بودن عشقم را نہبزرگ...

تو مثل دلبری های پاییزمی مانیآدم نمی داند نگاهت کند یا کوچه ...

خطاست اینکه دل دوستان بیازاریولیک قاتل عمد از خطا چه غم دارد...

اینجا ڪف ِنیویـورڪه‌ه‌ه‌هڪی‌ بود میگفـت نسل ِشیعـه رو به موت...

از پینترست یه ویدیو دیدم یه داستانی شنیدم اصن..

سـ᷒᩹ ـفیر جــــ 𐇽ـدید ریـ᷒᩹ ـل نــــ ޯـیم :: آیـ᷒᩹ ـهنــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط