{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی محابا...

بی محابا...
سربزن
بر کلبه ی احزان من
تا چو
یعقوب از وصالت
نور گیرد دید ه ام
دیدگاه ها (۱)

‌‌بیگانگی ز حد رفت...ای آشنا مپرهیز!

.اگریک روز مجبور شومکہ تو را ترک کنمکوچک بودن عشقم را نہبزرگ...

تو مثل دلبری های پاییزمی مانیآدم نمی داند نگاهت کند یا کوچه ...

خطاست اینکه دل دوستان بیازاریولیک قاتل عمد از خطا چه غم دارد...

سناریو ساسونارو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط