{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی را می بینم ،

روزی را می بینم ،
که ساده از تو بگذرم ،
همان قدر ساده که دوستت داشتم ،
آن روزی که انتظار بودنت را ،
در هیچ جای واژگانم ندارم ،
روزی که التیام زخم های مرگ باشد ،
و خیلی دیر نیست ،
که در هوای نبودنم ،
مسموم خاطراتم می شوی …
دیدگاه ها (۲)

شب است و ماه میرقصد ستاره نقره می پاشد من اما در سکوت خلوتت ...

برو ای دوست برو!برو ای دختر پالان محبت بر دوش!دیده بر دیده ی...

نیتش از عشق تنها خواهش استدوستت دارم دروغی فاحش است

گریه کردن تا سحر کار من ستشاهد من چشم بیمار من ستفکر می کردم...

عشق تو در وجودم ریشه دوانده استهر نفسم گواهی می‌دهد که نامت ...

سناریوی بلولاک

گاهی بزرگ‌ترین دلتنگی، برای کسی نیست که دوستش داشتی؛ برای رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط