I am back
I am back
اولین عشق
پارت ۱۶
آنیا:(خیلی خب آنیا تو میتونی )و وارد میشه
لحظه وارد شدن آنیا همه گی برمیگردن از جمله کریس و دامیان که هردو به آنیا چشم دوختن و چشم ازش برنمیدارن و خیلی از دخترا دارن پچ پچ میکنن
بکی :وای آنیا شبیه پرنسسا شدی عزیزم
آنیا :ام بکی اغراق نمیکنی ؟
بکی :اصلا خودتو تو آینه ها دیدی؟
آقای هند سون :خب بچه ها رقص ۱ ساعت دیگه شروع میشه توی این یک ساعت میتونید به شریک رقصتون درخواست بدید
۶۰ در صد دخترا میرن پیش دامیان
و خیلی از پسر ها هم میرن پیش آنیا
هردوشون به اونا میگن :هنوز خیلی وقت مونده من باید فکر کنم
که آلیس میاد به تمامی دخترا میگه :ایشون شریک رقص منه میتونید برید خانما
یکی از دخترا :اصلا دامیان بهت درخواست داده دخرته ی پر رو ؟
آلیس اومد یه چیزی بگه که دامیان گفت :بسه
آلیس :عزیزم عصبانی نشو اون چرت و پرت گفت
دامیان :اشتباه نکن آلیس با توبودم و میره بیرون باغ
از زبان آنیا :
داشتم با یه گل کوجولو بازی میکردم و ساقه شو با انگشتام اینور و اونور میکردم که صدای پا شنیدم یعنی کسی به جز منم اومده بود بیرون تالار ؟یکم سرمو بردمجلو و دیدم اون دامیانه که متوجه شدم اونم منو دید به روی خودم نیاوردم خواستم برم که دستمو گرفت :چرا انقدر از من بیزاری ؟
آنیا :من از دست تو بیزار نیستم این تویی که بی دلیل سرمن داد میزنی
دامیان :من اون موقع نمیدونستم کار بکی بوده بعدشم من که ازت عذر خواهی کردم مگه نه؟
آنیا :اگه با عذر خواهی همه چی درست میشد الان وضعمون این نبود(با زمزمه)
دامیان :میدونی چیه حق با توئه من یه آدم مغرور و از خود راضیم و همه جلوم تعظیم میکنن ولی به دلایلی تو متفاوتی و من از این متفاوت بودن خوشم میاد
[نه از اون کارا داخل فصل دوم میکنیم🗿]
یدفعه هردوشون سرخ میشن و دامیان میگه :منظورم رو بد نگیر میگم برای دوستی باهات بهش فکر میکنم
آنیا میخنده :باشه بابا حالا آقای مغرور نظرت چیه بریم داخل چون ۱۰ دقیقه دیگه رقص شروع میشه
دامیان :باشه بریم و خب با فاصله ۵ ثانیه میرن داخل و همون آش و همون کاسه ولی کریس میاد به آنیا در خواست بده و آنیا هم میخواد قبول کنه آلیس هم به دامیان که دامیان در حرکتی به آنیا درخواست میده و خب آنیاهم قبول میکنه 🗿 رقصم شروع میشه
آنیا :خب آقای مغرور چیشد از من خواستی باهات برقصم از بین اون همه دختر ؟
دامیان :مشکلی داری ؟
آنیا :نه ولی یه نفر به اسم آلیس این وسط داره میسوزه و من از این خوشم نمیاد
یدفعه آنیا پاش لیز میخوره میوفته توی بغل دامیان (همونطوری که توی مانگا افتاده بود یا همونطوری که یور تو بغل لوید افتاد)
دامیان :خب من به نظر اون اهمیتی نمیدم
آیا خودشو جمع و جور میکنه و میگه :باشه ولی چرا از اون آدم سرد و مغرور به همچین جایی رسیدی ؟
دامیان :گفتم که یه چیزی داخل تو متفاوته منم کنار تو متفاوتم
و لپای آنیا گل میدانزه
اون وسط جان :
هندلر صدامو داری ؟
هندلر :آره خب بگو ببینم وضعیت ؟
جان :خوبه
اولین عشق
پارت ۱۶
آنیا:(خیلی خب آنیا تو میتونی )و وارد میشه
لحظه وارد شدن آنیا همه گی برمیگردن از جمله کریس و دامیان که هردو به آنیا چشم دوختن و چشم ازش برنمیدارن و خیلی از دخترا دارن پچ پچ میکنن
بکی :وای آنیا شبیه پرنسسا شدی عزیزم
آنیا :ام بکی اغراق نمیکنی ؟
بکی :اصلا خودتو تو آینه ها دیدی؟
آقای هند سون :خب بچه ها رقص ۱ ساعت دیگه شروع میشه توی این یک ساعت میتونید به شریک رقصتون درخواست بدید
۶۰ در صد دخترا میرن پیش دامیان
و خیلی از پسر ها هم میرن پیش آنیا
هردوشون به اونا میگن :هنوز خیلی وقت مونده من باید فکر کنم
که آلیس میاد به تمامی دخترا میگه :ایشون شریک رقص منه میتونید برید خانما
یکی از دخترا :اصلا دامیان بهت درخواست داده دخرته ی پر رو ؟
آلیس اومد یه چیزی بگه که دامیان گفت :بسه
آلیس :عزیزم عصبانی نشو اون چرت و پرت گفت
دامیان :اشتباه نکن آلیس با توبودم و میره بیرون باغ
از زبان آنیا :
داشتم با یه گل کوجولو بازی میکردم و ساقه شو با انگشتام اینور و اونور میکردم که صدای پا شنیدم یعنی کسی به جز منم اومده بود بیرون تالار ؟یکم سرمو بردمجلو و دیدم اون دامیانه که متوجه شدم اونم منو دید به روی خودم نیاوردم خواستم برم که دستمو گرفت :چرا انقدر از من بیزاری ؟
آنیا :من از دست تو بیزار نیستم این تویی که بی دلیل سرمن داد میزنی
دامیان :من اون موقع نمیدونستم کار بکی بوده بعدشم من که ازت عذر خواهی کردم مگه نه؟
آنیا :اگه با عذر خواهی همه چی درست میشد الان وضعمون این نبود(با زمزمه)
دامیان :میدونی چیه حق با توئه من یه آدم مغرور و از خود راضیم و همه جلوم تعظیم میکنن ولی به دلایلی تو متفاوتی و من از این متفاوت بودن خوشم میاد
[نه از اون کارا داخل فصل دوم میکنیم🗿]
یدفعه هردوشون سرخ میشن و دامیان میگه :منظورم رو بد نگیر میگم برای دوستی باهات بهش فکر میکنم
آنیا میخنده :باشه بابا حالا آقای مغرور نظرت چیه بریم داخل چون ۱۰ دقیقه دیگه رقص شروع میشه
دامیان :باشه بریم و خب با فاصله ۵ ثانیه میرن داخل و همون آش و همون کاسه ولی کریس میاد به آنیا در خواست بده و آنیا هم میخواد قبول کنه آلیس هم به دامیان که دامیان در حرکتی به آنیا درخواست میده و خب آنیاهم قبول میکنه 🗿 رقصم شروع میشه
آنیا :خب آقای مغرور چیشد از من خواستی باهات برقصم از بین اون همه دختر ؟
دامیان :مشکلی داری ؟
آنیا :نه ولی یه نفر به اسم آلیس این وسط داره میسوزه و من از این خوشم نمیاد
یدفعه آنیا پاش لیز میخوره میوفته توی بغل دامیان (همونطوری که توی مانگا افتاده بود یا همونطوری که یور تو بغل لوید افتاد)
دامیان :خب من به نظر اون اهمیتی نمیدم
آیا خودشو جمع و جور میکنه و میگه :باشه ولی چرا از اون آدم سرد و مغرور به همچین جایی رسیدی ؟
دامیان :گفتم که یه چیزی داخل تو متفاوته منم کنار تو متفاوتم
و لپای آنیا گل میدانزه
اون وسط جان :
هندلر صدامو داری ؟
هندلر :آره خب بگو ببینم وضعیت ؟
جان :خوبه
- ۵۱۴
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط