{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

0 دیر شد باید بخوابی نازنینم، شب به خیر

0 دیر شد باید بخوابی نازنینم، شب به خیر
با وفای ساده ی خلوت گزینم، شب بخیر

خسته ای ای مهربانم، چشمهایت را ببند
این چنین خصمانه منشین در کمینم، شب بخیر

غصه فردا و فرداهای دیگر را مخور
ای غریبْ افتاده ی تنهانشینم، شب بخیر

در شب یلدای چشمانت چه آتشها به پاست
ای نگاهت تکیه گاه آتشینم، شب بخیر

اشک های بی کسی را از دو چشمت پاک کن
ای پناه اولین وآخرینم ،شب بخیر

بیت بیت این غزل هایم فدای چشم تو
آه ای همخانه ی شعرآفرینم ،شب بخیر

غصه ها را از دلت بیرون کن و راحت بخواب
با تو هستم،آشنایم!بهترینم شب بخیر
شعری از دوست عزیزم اویان Dear Oyan❤
دیدگاه ها (۱)

عشق تا نوبت ما گشت تو استاد شدی آنکه با جان و دلش مشق الف دا...

0 دیر شد باید بخوابی نازنینم، شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گ...

ﺑﯽ ﺧﺒﺮ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ ﻭ ﺑﯽ ﺧﺒﺮﯼ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﻭﺡ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺩﻟﭽ...

یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیرنرم نرمک دستی افشان پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط