{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناغافل خوابم برد.

ناغافل خوابم برد.
وقتی بیدار شدم قوم و خویش دورم جمع شده بودند و فقط
حرفهای خوب درباره ام میزدند.

اون وقت بود که فهمیدم مُردم.
دیدگاه ها (۱۳)

قــوی بـاش و نتــرس ...هــرگـاه بتــرسی، شکست می خــوری.تــر...

سلام..سلام دنیا.سلام شاخه های خشک.سلام دشت خشک.سلام پرندگان ...

وقتی خانه تکانی می کنی چیزهایی پیدا می شوند که مدتی برای پید...

اسکارلت: من هیچوقت در زندگی آدمی نبودم که قطعات شکسته ظرفی ر...

‏🐶[۰۷:۵۸ ~ ۰۸:۰۰ به وقت کره]خوب خوابیدموقتی داشتم نامه‌ها رو...

سناریو درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط