{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#اونـ_مالـ_منهـ

#اونـ_مالـ_منهـ
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟒
ته:بیدار میشی یا به روش خودم بیدارت کنم

کوک:عیییی بابا بزار بخوابم

ته:باشه وارد عمل میشم
رو لبش گذاشتم و مک زدم که یهو چشماش گرد شد

ت:خوبه بیدار شدی

کوک:ته خیلی بدی عیش

ته:عااا چرا

کوک:نزاشتی بخوابم

ته:اوو پس قضیه اینه. عشقم کافی نیست

کوک:نه کافی نیست( گریه الکی)

ته:خیلی خوب فردا راحت بخواب فردا نیستم الان پاشو

کوک:باشه
پاشدم ته رفت پایین منم رفتم سرویس و کارهای لازمو کردم و لباسمو عوض کردم و رفتم پایین

کوک:صبح بخیر

ته:تا نیم ساعت پیش داشتی میخوردیم الان اینطوری میکنی

کوک:خوبببب اونجا سرحال نبودم

ته:پس مشکل اون بود

کوک:میگن ته میشه یه سوالی بپرسم

ته:بپرس عشقم

کوک:اونی که بهم پیام میتونه الیا باشه

ته:نمیدونم ولی میتونه خودش باشه

کوک:باوشه صبحونه تو بخور

ته:اوهوم
ویو بعد صبحونه

ته:من میرم باند حواست به خودت باشه

کوک:باشه
وقتی ته رفت تصمیم گرفتم یکم مشغول بشم پس رفتم تا کیک درست کنم

اجوما:پسرم شما زحمت نکشید من درستش میکنم

کوک:عااا نه اجوما حوصلم سررفته

اجوما:خوببب باشه فقط خسته نشی

کوک:اوهوم گفتم
که ته اومد

ته:چیکار میکنی عشقم

کوک:کیک درست میکنم

ته:بلدی

کوک:نه نیستم

خوب خوب دیگه فیک جدید دارم میزارم اینم میزارم اما میخوام فیک جدید رو بذارم خوبه؟🫠
دیدگاه ها (۷)

عنوان رمان:نفرتی عاشقانه. ژانر:عاشقانه، کمی غمگین، هپی اند. ...

بگین 😉

پشماممم🤣🤣

#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟑... :از ته فاصله بگیر این فقط یه هشدار...

#چرا -من PART10ته یعنی اگه بترسه یا استرس بگیره بیهوش میشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط