سناریو بلولاک/قفل آبی
سناریو بلولاک/قفل آبی
موضوع: چجوری بهمون اعتراف میکنن
درخواستی یکی از کیوتام امیدوارم راضی باشه✨️
چارلز / باچیرا / شیدو / لورنزو:
اینا برعکس بقیه اصلاً نمیتونن اعترافشون رو خیلی جدی و رسمی نگه دارن. با کلی ذوق و انرژی میان سمتت و احتمالاً قبل از اینکه حتی فرصت کنی حدس بزنی چی شده، مستقیم میپرن سر اصل مطلب. نه اینکه اصلاً خجالت نکشن؛ بیشتر اینطوریه که هیجانشون از خجالتشون بیشتره. ممکنه وسط حرف زدن بخندن، شوخی کنن یا حتی با ذوق منتظر واکنشت بمونن.
ایساگی / کونیگامی / نیکو / چیگیری:
اینا قبل از اعتراف خیلییی فکر و خیال میکنن و احتمالاً چند بار توی ذهنشون جملهای که میخوان بگن رو تمرین میکنن. موقع واقعی شدنش هم کمی دستپاچه میشن، ولی سعی میکنن محترمانه و صادقانه حرفشون رو بزنن. بیشتر از اینکه بخوان تحت تأثیرت بذارن، میخوان احساس واقعیشون رو درست منتقل کنن.
رین / سائه:
اینا از بیرون خونسردن، ولی از درون؟ فاجعه.🥸🤙 قبل از اعتراف کلی با خودشون کلنجار میرن و موقع گفتنش چند ثانیه مکث میکنن. رین احتمالاً از استرس اخموتر میشه و نگاهشو میدزده، درحالیکه سائه خیلی بهتر کنترلش میکنه؛ ولی مکثها و تغییر کوچیک حالت صورتش لو میده که حتی این بشر هم دستپاچهست.
ناگی / رئو:
ناگی اعتراف رو تا جای ممکن ساده و بیدردسر میکنه؛ احتمالاً یهویی میگه و تمام. ولی رئو قبلش بیشتر فکر کرده و سعی میکنه یه اعتراف درستوحسابی داشته باشه. با این حال، وقتی لحظهش میرسه خودش هم کمی هیجانزده میشه.
هوگو / بارو / کایزر:
اینا اعتمادبهنفس بیشتری دارن و اجازه نمیدن استرس کاملاً کنترلشون کنه. مستقیم میان سر اصل مطلب و سعی میکنن محکم و مطمئن به نظر برسن؛ ولی مخصوصاً وقتی منتظر جواب تو میمونن، اون اعتمادبهنفس یه ذره ترک برمیداره.
بانی / هیوری / نس / کورونا / کیورا:
این گروه آرومتر و خجالتیتر اعتراف میکنن. قبلش کلی فکر میکنن که چی بگن و چطور بگن، و وقتی بالاخره اعتراف میکنن، لحنشون خیلی صادقانه و سادهست. احتمالاً بعد از گفتنش هم بیشتر از جواب، از اینکه بالاخره حرف دلشون رو زدهان خجالت میکشن.
گاگامارو:
گاگامارو کلاً راه خودش رو میره. نه سخنرانی، نه مقدمه، نه استرس اضافه. یه موقع مناسب پیدا میکنه و خیلی ساده میگه: «من دوستت دارم.» و بعد انگار نه انگار که همین الان یکی از مهمترین حرفهای زندگیش رو زده.
خبببب پایان این درخواستی
راستی چون شخصیتا زیاد بود من گفتم دیگه اینو دو پارت ننویسم که هم منتظر بمونید هم یسری واکنشا نزدیک و تکراری بشه پسسسس اینجوری نوشتم امیدوارم خوب باشه .
شرط لایک برای سناریو های دیگه : ۴۵ تا لایک و ۱۲ تا بازنشر (الان همه : کاتسومی یزید🥸🤙)
اگرم دوست داشتید نظرتونو داخل کامنتا بگید خوشحال موشم
#بلولاک
#سناریو
#سناریودرخواستی
#قفل_آبی
موضوع: چجوری بهمون اعتراف میکنن
درخواستی یکی از کیوتام امیدوارم راضی باشه✨️
چارلز / باچیرا / شیدو / لورنزو:
اینا برعکس بقیه اصلاً نمیتونن اعترافشون رو خیلی جدی و رسمی نگه دارن. با کلی ذوق و انرژی میان سمتت و احتمالاً قبل از اینکه حتی فرصت کنی حدس بزنی چی شده، مستقیم میپرن سر اصل مطلب. نه اینکه اصلاً خجالت نکشن؛ بیشتر اینطوریه که هیجانشون از خجالتشون بیشتره. ممکنه وسط حرف زدن بخندن، شوخی کنن یا حتی با ذوق منتظر واکنشت بمونن.
ایساگی / کونیگامی / نیکو / چیگیری:
اینا قبل از اعتراف خیلییی فکر و خیال میکنن و احتمالاً چند بار توی ذهنشون جملهای که میخوان بگن رو تمرین میکنن. موقع واقعی شدنش هم کمی دستپاچه میشن، ولی سعی میکنن محترمانه و صادقانه حرفشون رو بزنن. بیشتر از اینکه بخوان تحت تأثیرت بذارن، میخوان احساس واقعیشون رو درست منتقل کنن.
رین / سائه:
اینا از بیرون خونسردن، ولی از درون؟ فاجعه.🥸🤙 قبل از اعتراف کلی با خودشون کلنجار میرن و موقع گفتنش چند ثانیه مکث میکنن. رین احتمالاً از استرس اخموتر میشه و نگاهشو میدزده، درحالیکه سائه خیلی بهتر کنترلش میکنه؛ ولی مکثها و تغییر کوچیک حالت صورتش لو میده که حتی این بشر هم دستپاچهست.
ناگی / رئو:
ناگی اعتراف رو تا جای ممکن ساده و بیدردسر میکنه؛ احتمالاً یهویی میگه و تمام. ولی رئو قبلش بیشتر فکر کرده و سعی میکنه یه اعتراف درستوحسابی داشته باشه. با این حال، وقتی لحظهش میرسه خودش هم کمی هیجانزده میشه.
هوگو / بارو / کایزر:
اینا اعتمادبهنفس بیشتری دارن و اجازه نمیدن استرس کاملاً کنترلشون کنه. مستقیم میان سر اصل مطلب و سعی میکنن محکم و مطمئن به نظر برسن؛ ولی مخصوصاً وقتی منتظر جواب تو میمونن، اون اعتمادبهنفس یه ذره ترک برمیداره.
بانی / هیوری / نس / کورونا / کیورا:
این گروه آرومتر و خجالتیتر اعتراف میکنن. قبلش کلی فکر میکنن که چی بگن و چطور بگن، و وقتی بالاخره اعتراف میکنن، لحنشون خیلی صادقانه و سادهست. احتمالاً بعد از گفتنش هم بیشتر از جواب، از اینکه بالاخره حرف دلشون رو زدهان خجالت میکشن.
گاگامارو:
گاگامارو کلاً راه خودش رو میره. نه سخنرانی، نه مقدمه، نه استرس اضافه. یه موقع مناسب پیدا میکنه و خیلی ساده میگه: «من دوستت دارم.» و بعد انگار نه انگار که همین الان یکی از مهمترین حرفهای زندگیش رو زده.
خبببب پایان این درخواستی
راستی چون شخصیتا زیاد بود من گفتم دیگه اینو دو پارت ننویسم که هم منتظر بمونید هم یسری واکنشا نزدیک و تکراری بشه پسسسس اینجوری نوشتم امیدوارم خوب باشه .
شرط لایک برای سناریو های دیگه : ۴۵ تا لایک و ۱۲ تا بازنشر (الان همه : کاتسومی یزید🥸🤙)
اگرم دوست داشتید نظرتونو داخل کامنتا بگید خوشحال موشم
#بلولاک
#سناریو
#سناریودرخواستی
#قفل_آبی
- ۲۵۲
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط