از زبان ات
─── ୨ৎ ───
𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹
از زبان ا.ت:
بلاخره خواهرم تو اون شرکت ثبتنامم کردش… آماده شدم برم شرکت
(عکس لباس رو نیزارم اسلاید دوم)
─── ୨ৎ ───
بعد یک ساعت ⏳
ا.ت: سلام من پارک ا.ت هستم
دیانا: سلام من دیانام
ا.ت: سلام دیانا
دیانا: دیانا نه، دیانا
ا.ت: خب آنیا خانوم اتاقم کجاست؟
دیانا: اول برو اتاق رئیس، انتهای راهرو هستش
ا.ت: باشه مرسی
─── ୨ৎ ───
رفتم تو اتاق رئیس ☆
☆ وایــییی چقدر جذاب
ا.ت: سلام رئیس
کوک: سلام، تو باید پارک ا.ت باشی، خواهر پارک سرین
ا.ت: بله درسته
─── ୨ৎ ───
Aniya: خب بچهها ببخشید کم شد 🥺
اگه این پارت حمایتهاش زیاد شد، پارت بعد رو میذارم
بایــیی ☆
𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹
از زبان ا.ت:
بلاخره خواهرم تو اون شرکت ثبتنامم کردش… آماده شدم برم شرکت
(عکس لباس رو نیزارم اسلاید دوم)
─── ୨ৎ ───
بعد یک ساعت ⏳
ا.ت: سلام من پارک ا.ت هستم
دیانا: سلام من دیانام
ا.ت: سلام دیانا
دیانا: دیانا نه، دیانا
ا.ت: خب آنیا خانوم اتاقم کجاست؟
دیانا: اول برو اتاق رئیس، انتهای راهرو هستش
ا.ت: باشه مرسی
─── ୨ৎ ───
رفتم تو اتاق رئیس ☆
☆ وایــییی چقدر جذاب
ا.ت: سلام رئیس
کوک: سلام، تو باید پارک ا.ت باشی، خواهر پارک سرین
ا.ت: بله درسته
─── ୨ৎ ───
Aniya: خب بچهها ببخشید کم شد 🥺
اگه این پارت حمایتهاش زیاد شد، پارت بعد رو میذارم
بایــیی ☆
- ۱۹۶
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط