{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و خاطرات ...

و خاطرات ...
نه مجالِ گریز می‌‌دهند
نه رخصتِ خلوتی
خاطرات روحِ تو را میدرند
در رخوتِ سردِ روز هایت
چنان بارانی ات می‌‌کنند
که برگ ریزان سهم تو میشود
خاطرات از تو و لحظه‌هایت عبور می‌‌کنند
میدوی
و می‌دوند
و نمیدانی کدامیک زنده تر است
دیدگاه ها (۱)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

مرگ در اغوش معشوقه خود

پروانه جان

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل دوم: رقص با ...

007-پنهان در مه - پارت ۶۹

♡و خاطرات ...نه مجالِ گریز می‌‌دهندنه رخصتِ خلوتیخاطرات روحِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط