{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب به کاشانهٔ اغیار نمی‌باید بود

شب به کاشانهٔ اغیار نمی‌باید بود
غیر را شمع شب تار نمی‌باید بود

همه جا با همه کس یار نمی‌باید بود
یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بود

تشنهٔ خون من زار نمی‌باید بود
تا به این مرتبه خونخوار نمی‌باید بود
دیدگاه ها (۱)

نه تخت جم، نه ملک سلیمانم آرزوستراهی به خلوت دل جانانم آرزوس...

با نگاهی که شب دوش اشارت کردی به خدا بود و نبودم همه غارت کر...

اگر گفت باید برم جلوشو نگیر!وقتی بخواد بره ، میره... ولی همو...

عاشقانه

گم شدم در کوچه‌های چشمِ یار،بی‌نشان، بی‌راه، بی‌صبر و قرار.ه...

عاشقانه حرم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط