{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را
باز گم کردم ز شادی دست و پای خویش را

گفته بودم بعد ازین باید فراموشش کنم
دیدمش وز یاد بردم گفته های خویش را ...
دیدگاه ها (۲)

وقتی خدا دست به قلم میشود

.

لیوان ز لبت بوسه گرفت و من بوسه ز لیواندیدی ز لبت بوسه گرفتم...

.

بعدش عکس گرفتیم بعد من برگه برده بودم برام یادگاری نوشت.. وا...

سلام قربونتون برم بچه ها من اومده بودم یاد رفته بود که بهتون...

قرارداد با قلب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط