{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ

ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ
ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﯿﺼﺪﺍ …
ﺗﻮ ﭼﺘﺮ ﺭﺍ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮﻡ ﮔﺮﻓﺘﯽ !ﺍﻣﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺧﯿﺲ ﺍﺯﮔﺮﯾﻪ ﻣﺎﻧﺪ !!
ﻭ ﺗﻮ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯼﭼﺘﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﻻﯼ ﺩﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ !ﻧﻪ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﻡ …
دیدگاه ها (۲)

...تو که نمی دانییک دوست داشتن هایی هستهر آدمی از پس اش بر ن...

لبخند زدن خیلی راحت تره تا بخوای به همه توضیح بدی چرا حالت خ...

حــــس خوبـــــی نیستدر رویــــای کسی گـــــم شویکــــــهفکـ...

مدام دلت را میشکند...سکوت میکنی..هیچ نمیگویی...حتی اخم هم نم...

ﺭﻭﺯﯼ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻭ ﻣﺎﺭ ﺑﺎ ﻫﻢ بحث شاﻥ ﺷﺪ!ﻣﺎﺭ ﻣﯿﮕﻔﺖ: ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺗﺮﺱِ...

👌 داستان کوتاه پند آموز✍👌 داستان کوتاه پند آموز✍ﻋﺎﺭﻓﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط