{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🎬 قسمت دوم: بازیگر اتفاقی

🎬 قسمت دوم: بازیگر اتفاقی

The Accidental Actress

شب همون روز...

بعد از کلاس بازیگری، کای و سلاله با هم از استودیو بیرون میان.

هوا بارونیه... 🌧️

کای چترشو باز می‌کنه و بدون اینکه چیزی بگه، نصف چتر رو می‌گیره سمت سلاله.

🚶🏻‍♂️🚶🏻‍♀️

چند دقیقه هر دو ساکتن...

بعد کای آروم میگه:

«راستش... از وقتی دیدمت یه سؤال تو ذهنمه.»

سلاله: «چی؟»

کای: «تو واقعاً بازیگر نیستی... درسته؟»

سلاله یه نفس عمیق می‌کشه...

«نه... اصلاً نمی‌دونم چرا اینجام.» 🥲

کای لبخند کوچیکی می‌زنه.

«می‌دونستم...»

سلاله با تعجب: «پس چرا کمکم کردی؟»

کای چند ثانیه فکر می‌کنه...

بعد فقط یه جمله میگه:

«چون وقتی ترسیده بودی، اولین چیزی که تو چشمت دیدم، دروغ نبود.» 🤍

...

همون لحظه...

📱 گوشی کای زنگ می‌خوره.

نگاه می‌کنه...

روی صفحه نوشته:

🎭 فین

کای جواب میده.

فین با صدای بلند:

«کای! سلاله پیش توئه؟ کارگردان داره دنبالش می‌گرده!»

کای: «آره، پیش منه.»

فین: «خوبه... فقط زود برش گردون. فردا یه صحنه اضافه کردن که فقط من و سلاله توشیم.»

😳😳😳

سلاله: «من و... تو؟!»

کای یه لحظه ساکت میشه...

بعد فقط میگه:

«فکر کنم فردا قراره دردسرمون شروع بشه...»

🎬 ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

بازیگر اتفاقی پارت ۱

الان همین جوری ام:)

بازیگر اتفاقی پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط