ات:سرمو بالا اوردم با قیافه عصبی و جدی جیمین مواجه شدم زب
ات:سرمو بالا اوردم با قیافه عصبی و جدی جیمین مواجه شدم زبونم گرفت رنگمم پرید از ترس
-: که خوابید پاشم برم سوالارو بردارم اره (عصبی جدی)
ات:از... ک.. کجا ف. فهمیدی(ترسسس)
-: من تورو نشناسم باید برم بمیرم (عصبی جدی)
ات:ج.. جیمین.. ب. بب. ببخشید (ترسسس بغض)
-:میدونی هر کار بدی یه تنبیه داره (جدی عصبی ترسناک)
ات:ب..بخ..شید جیمین (بغض و ترس)
-:قشنگ معلوم بود ترسیده ولی حق میدم الان خیلی ترسناک شدم
ات :تو...توضیح میدم (بغض و ترس)
-:میشنوم (به شدت عصبانی)
ات:من داشتم از جلو در اتاقت رد میشدم فضولیم گرفت بعدشم من نخوندم (ترس بغض )
-:من و خر فرض کردی؟ چجوری سرتو گرفتی بالا؟ (عصبانی)
ات سکوت کرده
-: باشه چون دروغ گفتی میشه ۲۰۰ تا (عصبی جدی)
ات:چی ۲۰۰ تا؟(ترسسس بغض)
-:تعداد اسپنگایی که قراره بشی (جدی عصبی)
ات:نه توروخدا (ترس بغض)
-:برآید بغلش کردم گذاشتم رو تخت رو پام به پشت درازش کردم پامو انداختم رو پاش با اون یکی دستمم دستاشو گرفتم خیلی کوچولو بود نمیتونست تکون بخوره اون یکی دستمم گذاشتم رو باسن..ش
ات:جیمین توروخدا غلط کردم ولم کن (بغض ترس)
ویو ات
ریدم تو شانسم خیلی اسپنگای جیمین درد دارهه واییی
جیمین تو دلش: خیلی ترسیده رنگش پریده بود بغضم کرده بود دلم براش سوخت ولی باید تنبیه شه ۱ دونه اسپنگ زدم و شروع کردم اسپنگ زدن
ات:خیلی از دفعه قبلی محکم تر بود از درد بدش تکون میخوردم خیلی درد داشت بعد ۱۰۰ دیگه نتونستم اشکم درومد آروم اشک می ریختم
-:احساس کردم شلوارم داره خیس میشه دیدم ات داره گریه میکنه اومدم نزنم منصرف شدم بعد ۲۰۰ تا اسپنگ
-:بلندش کردم نشوندمش رو پام نمیتونست بشینه
-:جانم درد داری (لبخند)
ات:خیلی بیشعوری (گریه)
-:انگار بازم دلت میخواد (عصبی جدی)
ات:ب..ببخشید (ترس و گریه)
-:بغلش کردم
-:قول میدی دیگه نری سر ورقه امتحان
ات:سرمو به معنی آره تکون دادم
-:آفرین ، رو خودم درازش دادم رو تخت باسنشو ماساژ دادم
فردا
رسیدن مدرسه
لیا دوست ات (علامت لیا&)
&:ات تونستی
:نه بابا تازه اسپنگمم کرد خیلی درد داشت خیلی اسپنگاش بدههه
&:بهت گفتم نمیتونی بعدش درس خوندی
ات:نه
&:خدا بیامرزتت اسپنگ چیه دعا کن نکنتت
ات:بهم گفت بخون گفت نخونم میکشتم منم امتحانو میفتم ببینم چه طوری میکشتم
&:یعنی جا مغزت پهن هست
لایلا دشمن ات
لایلا :او عزیز دردونه استاد چه طوره
کل کلاس خندیدن
ات:عالیه عالی (لبخند زوری چون اگه کشش میداد میگرفت میزدش)
لایلا:میگم بچه عزیز دردونه استاد سوالا رو داره (پوزخند)
ات:سکوت کرده بودم
لایلا:الان استاد اومد میخوای بگی اذیتت کردم (پوزخند)
ات:کل کلاس داشتن میخندیدن به جز من و لیا
استاد اومد
ات در گوش لیا
ات:نمیدونن حتی برای اینکه میخواستم سوالارو ببینم اسپنگمم کرده
لیا خندش گرفته بود
-:........
خماری.....
-: که خوابید پاشم برم سوالارو بردارم اره (عصبی جدی)
ات:از... ک.. کجا ف. فهمیدی(ترسسس)
-: من تورو نشناسم باید برم بمیرم (عصبی جدی)
ات:ج.. جیمین.. ب. بب. ببخشید (ترسسس بغض)
-:میدونی هر کار بدی یه تنبیه داره (جدی عصبی ترسناک)
ات:ب..بخ..شید جیمین (بغض و ترس)
-:قشنگ معلوم بود ترسیده ولی حق میدم الان خیلی ترسناک شدم
ات :تو...توضیح میدم (بغض و ترس)
-:میشنوم (به شدت عصبانی)
ات:من داشتم از جلو در اتاقت رد میشدم فضولیم گرفت بعدشم من نخوندم (ترس بغض )
-:من و خر فرض کردی؟ چجوری سرتو گرفتی بالا؟ (عصبانی)
ات سکوت کرده
-: باشه چون دروغ گفتی میشه ۲۰۰ تا (عصبی جدی)
ات:چی ۲۰۰ تا؟(ترسسس بغض)
-:تعداد اسپنگایی که قراره بشی (جدی عصبی)
ات:نه توروخدا (ترس بغض)
-:برآید بغلش کردم گذاشتم رو تخت رو پام به پشت درازش کردم پامو انداختم رو پاش با اون یکی دستمم دستاشو گرفتم خیلی کوچولو بود نمیتونست تکون بخوره اون یکی دستمم گذاشتم رو باسن..ش
ات:جیمین توروخدا غلط کردم ولم کن (بغض ترس)
ویو ات
ریدم تو شانسم خیلی اسپنگای جیمین درد دارهه واییی
جیمین تو دلش: خیلی ترسیده رنگش پریده بود بغضم کرده بود دلم براش سوخت ولی باید تنبیه شه ۱ دونه اسپنگ زدم و شروع کردم اسپنگ زدن
ات:خیلی از دفعه قبلی محکم تر بود از درد بدش تکون میخوردم خیلی درد داشت بعد ۱۰۰ دیگه نتونستم اشکم درومد آروم اشک می ریختم
-:احساس کردم شلوارم داره خیس میشه دیدم ات داره گریه میکنه اومدم نزنم منصرف شدم بعد ۲۰۰ تا اسپنگ
-:بلندش کردم نشوندمش رو پام نمیتونست بشینه
-:جانم درد داری (لبخند)
ات:خیلی بیشعوری (گریه)
-:انگار بازم دلت میخواد (عصبی جدی)
ات:ب..ببخشید (ترس و گریه)
-:بغلش کردم
-:قول میدی دیگه نری سر ورقه امتحان
ات:سرمو به معنی آره تکون دادم
-:آفرین ، رو خودم درازش دادم رو تخت باسنشو ماساژ دادم
فردا
رسیدن مدرسه
لیا دوست ات (علامت لیا&)
&:ات تونستی
:نه بابا تازه اسپنگمم کرد خیلی درد داشت خیلی اسپنگاش بدههه
&:بهت گفتم نمیتونی بعدش درس خوندی
ات:نه
&:خدا بیامرزتت اسپنگ چیه دعا کن نکنتت
ات:بهم گفت بخون گفت نخونم میکشتم منم امتحانو میفتم ببینم چه طوری میکشتم
&:یعنی جا مغزت پهن هست
لایلا دشمن ات
لایلا :او عزیز دردونه استاد چه طوره
کل کلاس خندیدن
ات:عالیه عالی (لبخند زوری چون اگه کشش میداد میگرفت میزدش)
لایلا:میگم بچه عزیز دردونه استاد سوالا رو داره (پوزخند)
ات:سکوت کرده بودم
لایلا:الان استاد اومد میخوای بگی اذیتت کردم (پوزخند)
ات:کل کلاس داشتن میخندیدن به جز من و لیا
استاد اومد
ات در گوش لیا
ات:نمیدونن حتی برای اینکه میخواستم سوالارو ببینم اسپنگمم کرده
لیا خندش گرفته بود
-:........
خماری.....
- ۲۲۰
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط