{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم : کبوتر ِ بوسه

گفتم : کبوتر ِ بوسه
گفتی : پَر
گفتم: گنجشک ِ آن همه آسودگی
گفتی : پَر
گفتم : پروانه پرسه های بی پایان
گفتی : پَر
گفتم : التماس ِ علاقه
بیتابی ِ ترانه
بیداری ِ بی حساب
نگاهم کردی
نه انگشتت از زمین ِ زندگی ام بلند شد
نه واژه «پر» از بام ِ لبان ِ تو پر کشید
سکوت کردی که چشمه ی شبنم
از شنزار ِ انتظار من بجوشد
عاشقم کردی همبازی ِ ناماندگار ِ این همه گریه
و آخرین نگاه تو
هنوز در درگاه ِ گریه های من ایستاده است
حالا بدون ِ تو
رو به روی آینه می ایستم
می گویم: زنبور ِ گزنده ی این همه انتظار
کلاغ ِ سق سیاه این همه غصه
و کسی در جواب ِ گفته های من «پر نمی گوید
تکرار ِ آن بازی
بدون ِ دست و صدای تو ممکن نیست
پس به پیوست تمام ِ ترانه های قدیمی
باز هم می نویسم
برگرد!!!!!!!!!!
دیدگاه ها (۳)

تو تنهایی ات را شعر میکنیاو دوددیگری سکوتاما من رو بر میگردا...

من به نرد ِ زند گی اعتمادی ندارمجفت شش هم که نصیبت کند حتم...

زن هــا پـیــر نمـی شـونـدکلــاسیـک مـی شونــد ...

نفس هایم را میکارمعشق دارد خفه می شودریشه میدوانم به جانهر چ...

🔷 حاج قاسم آماده شو که امشب مهمانی ویژه داری!🔸حاج قاسم! آن ز...

🔷 حاج قاسم آماده شو که امشب مهمانی ویژه داری!🔸حاج قاسم! آن ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط