لیلا به گفتا ای شه، لب تشنه کامان
لیلا به گفتا ای شه، لب تشنه کامان
دستم به دامان، آقا الامان
رودم به میدان می رود، در چنگ گرگان
از هجر اکبر، مشکل برم جان
آه واویلا، کو اکبر من
نور دو، چشمان تر من
شب ها نخفتم تا سحر، پای گهواره
تا تورا کردم، هیجده ساله
کردی امیدم نا امید، این بود خیالت
رفتی ز دنیا، شیرم حلالت
دارم امیدی از خدا، یک بار دیگر
در برم آید، نوجوان اکبر
گردم به دور قامتش، دستی به گردن
بوسم دو چشم، شهلای اکبر
ترسم بمیرم نبینم روی او دیگر
تا صف محشر نوجوان اکبر
آه واویلا، کو اکبر من
نور دو چشمان تر من..
دستم به دامان، آقا الامان
رودم به میدان می رود، در چنگ گرگان
از هجر اکبر، مشکل برم جان
آه واویلا، کو اکبر من
نور دو، چشمان تر من
شب ها نخفتم تا سحر، پای گهواره
تا تورا کردم، هیجده ساله
کردی امیدم نا امید، این بود خیالت
رفتی ز دنیا، شیرم حلالت
دارم امیدی از خدا، یک بار دیگر
در برم آید، نوجوان اکبر
گردم به دور قامتش، دستی به گردن
بوسم دو چشم، شهلای اکبر
ترسم بمیرم نبینم روی او دیگر
تا صف محشر نوجوان اکبر
آه واویلا، کو اکبر من
نور دو چشمان تر من..
- ۱.۱k
- ۲۷ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط