{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پس از یک تماس تلفنی

پس از یک تماس تلفنی
برای یک عمل جراحی اورژانسی
پزشک با عجله راهی ب بیمارستان شد
او پس از اینکه جواب تلفن را داد
بلافاصه لباس هایش را عوض کرد
ومستقیم وارد بخش جراحی شد
او پدری را دید
که در راهرو می رفت می امد
ومنتظر دکتر بود...به محض دیدن دکتر
پدر داد زد چرا اینقدرطول کشیدی تا بیایی
مگر نمیدانی زندگی پسرم در خطر است
مگر تو احساس مسئولیت نداری
پزشک لبخندی زد گفت متاسفم
من در بیمارستان نبودم
وپس از دریافت تماس تلفنی
هر چه سریع تر خودم را رساندم
واکنون امیدوارم شما آرام باشید
تا من بتوانم کارم را انجام دهم
پدر با عصبانیت گفت آرام باشم
اگر پسر خودت همین حالا توی اتاق بود
آیا تو میتوانی آرام بگیری
اگر پسر خودت
همین حالا میمردچکار میکردی
پزشک دباره لبخندزدوپاسخ داد
من جوابی را که در کتاب مقدس انجیل گفته شده میگویم از خاک آمده ایم
وبه خاک باز می گردیم
شفا دهنده یکی از اسمهای خداوند است
پزشک نمیتواند عمر را افزایش دهد
برو وبرای پسرت
ازخدا شفاعت بخواه...
وما بهترین کارمان را انجام می دهیم
به لطف منت خدا ...پدر زمزمه کرد
نصیحت کردن دیگران وقتی خودمان
درشرایط آنان نیستیم آسان است
عمل جراحی چند ساعت طول کشید وبعد پزشک از اتاق عمل
با خوشحالی بیرون آمد
وگفت خداروشکر
پسر شما نجات پیدا کرد
وبدون اینکه منتظر جواب پدرشو
باعجله در حالیکه
بیمارستان را ترک می کرد
گفت اگر شما سوالی دارید از پرستار بپرسید پدر با دیدن پرستاری
که چند لحظه پس از ترک پزشک دید گفت چرا او اینقدر متکبر است
نمیتواند چند دقیقه صبر کند تامن درموردوضعیت پسرم ازش سوال کنم پرستار در حالیکه اشک از چشماش جاری بود پاسخ داد پسرش دیروز دریک حادثه ی رانندگی مرد وقتی ما با اوبرای عمل جراحی پسر تو تماس گرفتیم او در مراسم تدفین بود واکنون که او جان پسر تورا نجات دادبا عجله اینجا را ترک کردتا مراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند ← هرگز کسی را قضاوت نکنید که نمیدانید در چه شرایطی است
دیدگاه ها (۲۲)

خدایا عاشقتم

.

همیشه سرم بالاست چون بالاسرم خداست

#قطعه‌ای.که.مارو.به.هم.وصل.می.کنه #پارت4--------------------...

کارگر_معمولی✍هیچ وقت عادت نداشته ام و ندارم موقعی که دو نفر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط