{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روز ها حالم را فقط تویی که نمی فهمی. تا می رسی به من

این روز ها حالم را فقط تویی که نمی فهمی. تا می رسی به من تمام خاطرات کهنه ات سر باز می کند و یاد گذشته رهایت نمی کند. وقتی... از هرچه بگویم بی فایده است. اصلاً زمستان یعنی همین. یعنی همین که پایت سر خورد و افتادی دیگر کسی نیست که بلندت کند. یعنی تا چشم هایت را نبندی تا خوابت نبرد، کسی به دیدارت نمی آید. و تمام شب را هم که بیدار بمانی و تمام سال را هم، کسی که باید باشد نیست. این روز ها حالم را فقط تویی که نمی فهمی و دست بر قضا انگار همه چیز به تو بستگی دارد. پس تا دیده نشده، از همان راهی که تا به حال نیامده ای به دیدارم بیا...
دیدگاه ها (۱)

به من دروغ بگویید حالا که مفهوم حقیقت تحریف شده. لطفاً کمی ب...

به گمانم آلزایمر گرفته ام. آخر رنگ چشم هایت را به یاد نمی آو...

عجیب است. عجیب که همیشه همه جا هستی. از خواب که بیدار می شوم...

من آماده ام. آماده برای متوقف کردن ساعت ها و خواباندن خاطرات...

#سناریو #درخواستی🦋 وقتی ما آیدل هستیم و خیلی طرفدار ها مون ز...

ممنون که میخونین. این داستان واقعی نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط