{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است

لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
وز پی دیدن او دادن جان کار من است

شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز
هر که دل بردن او دید و در انکار من است
دیدگاه ها (۱)

من به غیر تو نخواهم چه بدانی چه ندانی از درت روی نتابم چه بخ...

در انتظار تو تا کی سحر شماره کنم؟ ورق ورق شب تقویم کهنه پاره...

عشق مادرانه 👌 😍

عشق پدرانه 😍 👌

🖤در آن دوری و بدحالی نبودم از رُخت خالیبه دل می دیدمت وز جان...

آن دل‌آرام که دل آینه‌دار رخ اوستدوستش دارم و داند که ورا دا...

همه جا با همه کس ، یار نمی‌باید بودیارِ اغیارِ دل‌آزار، نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط