حکایتی شیرین از لنگ نامه !
حکایتی شیرین از لنگ نامه !
داستان لنگی و غول چراغ لنگ !
غول چراغ لنگ :
سلام سرور لنگی ام !
من اینجام تا آرزوهای تو رو برآورده کنم !
هر آرزویی داری بگو !
لنگی :
آخ جون ! هر آرزویی داشته باشم برآورده میشه ؟
غول چراغ لنگ :
بله !
لنگی :
من یه لنگی ام که سال هاست به خاطر 2 ستاره استقلال دارم میسوزم !!!
آرزو می کنم دو تا ستاره داشتم !
غول چراغ لنگ :
این که کاری نداره !!!
من برات برنامه نود رو میسازم !!!
تو می تونی تو این برنامه به همه آرزوهات برسی !
فقط کافیه که از مجریش بخوای یه نظرسنجی درباره آرزوت بذاره بعد مثل موریانه حمله کنید و نظر بدین !
به همین راحتی !
لنگی :
آخه تیم من هر قرن یکبار اونم با n تا معجزه قهرمان میشه !!!
در حقیقت ابر و باد و مه و خورشید و فلک باید دست به دست هم بدن تا ما لنگیا قهرمان بشیم !
آرزو می کنم مثل استقلال هر دو سال یکبار قهرمان یا لااقل نایب قهرمان بشیم !
غول چراغ لنگ :
اشکالی نداره !
برنامه نود رو برای همین ساختم دیگه !!!
لنگی :
آخه حقیقتش ما هیچ افتخار خاصی نداریم بجز یه بازی اونم مال نیم قرن پیشه دیگه باور کن خسته شدیم از بس حرفای کلیشه ای زدیم !
دیگه خودمونم به خودمون به خاطر این حرفا می خندیم !
دلم میخواد مثل استقلال در همه زمینه ها از آسیا گرفته تا لیگ و جام حذفی پرافتخار باشیم !
غول چراغ لنگ :
برنامه نود !!!
لنگی :
اصلا من دیگه از لنگی بودن خسته شدم !!!
آرزو می کنم لنگی نباشم !!!
غول چراغ لنگ :
شرمنده گفتم هر آرزویی داشته باشی برآورده می کنم ولی نه تا این حد !!!
این چیزا دیگه از دست من خارجه !!!
تو از روز اذل لنگی بودی ، لنگی هستی و لنگی خواهی بود !!!!!!
به خاطر اینکه اگه تو عقل داشتی یا یه ذره منطق داشتی که طرفدار تیم لنگ نمیشدی !!!
لنگی :
آخه چرا ؟؟؟؟؟
یعنی هیچ راهی نداره ؟؟؟؟؟
غول چراغ لنگ :
فقط یه راه داره !!!
این که استقلالی بشی و خودت رو از یه عمر تو سری خوردن رها کنی !!!
خوب من کار دارم دیگه باید برم !
باید برم به باقی لنگیا کمک کنم !!!
توام خوب فکرا تو بکن !!!
داستان لنگی و غول چراغ لنگ !
غول چراغ لنگ :
سلام سرور لنگی ام !
من اینجام تا آرزوهای تو رو برآورده کنم !
هر آرزویی داری بگو !
لنگی :
آخ جون ! هر آرزویی داشته باشم برآورده میشه ؟
غول چراغ لنگ :
بله !
لنگی :
من یه لنگی ام که سال هاست به خاطر 2 ستاره استقلال دارم میسوزم !!!
آرزو می کنم دو تا ستاره داشتم !
غول چراغ لنگ :
این که کاری نداره !!!
من برات برنامه نود رو میسازم !!!
تو می تونی تو این برنامه به همه آرزوهات برسی !
فقط کافیه که از مجریش بخوای یه نظرسنجی درباره آرزوت بذاره بعد مثل موریانه حمله کنید و نظر بدین !
به همین راحتی !
لنگی :
آخه تیم من هر قرن یکبار اونم با n تا معجزه قهرمان میشه !!!
در حقیقت ابر و باد و مه و خورشید و فلک باید دست به دست هم بدن تا ما لنگیا قهرمان بشیم !
آرزو می کنم مثل استقلال هر دو سال یکبار قهرمان یا لااقل نایب قهرمان بشیم !
غول چراغ لنگ :
اشکالی نداره !
برنامه نود رو برای همین ساختم دیگه !!!
لنگی :
آخه حقیقتش ما هیچ افتخار خاصی نداریم بجز یه بازی اونم مال نیم قرن پیشه دیگه باور کن خسته شدیم از بس حرفای کلیشه ای زدیم !
دیگه خودمونم به خودمون به خاطر این حرفا می خندیم !
دلم میخواد مثل استقلال در همه زمینه ها از آسیا گرفته تا لیگ و جام حذفی پرافتخار باشیم !
غول چراغ لنگ :
برنامه نود !!!
لنگی :
اصلا من دیگه از لنگی بودن خسته شدم !!!
آرزو می کنم لنگی نباشم !!!
غول چراغ لنگ :
شرمنده گفتم هر آرزویی داشته باشی برآورده می کنم ولی نه تا این حد !!!
این چیزا دیگه از دست من خارجه !!!
تو از روز اذل لنگی بودی ، لنگی هستی و لنگی خواهی بود !!!!!!
به خاطر اینکه اگه تو عقل داشتی یا یه ذره منطق داشتی که طرفدار تیم لنگ نمیشدی !!!
لنگی :
آخه چرا ؟؟؟؟؟
یعنی هیچ راهی نداره ؟؟؟؟؟
غول چراغ لنگ :
فقط یه راه داره !!!
این که استقلالی بشی و خودت رو از یه عمر تو سری خوردن رها کنی !!!
خوب من کار دارم دیگه باید برم !
باید برم به باقی لنگیا کمک کنم !!!
توام خوب فکرا تو بکن !!!
- ۹.۰k
- ۱۹ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط