RESPECT OR DIE : پارت چهارم
RESPECT OR DIE : پارت چهارم
نیلا چند ثانیه همانجا ایستاده بود...
به انتهای راهرو خیره شده بود...
جایی که جونگکوک ناپدید شده بود...
صدای قدمهای مردان کمکم دور شد....
اما یک سؤال هنوز در ذهنش میچرخید...
برادرش کجا بود؟
نیلا به خودش آمد و سریع به سمت اتاقی که مرد قبلی نشان داده بود رفت...
دستگیره را پایین کشید...
در باز شد...
اتاق تاریک بود....
— سام؟
هیچ جوابی نیامد...
نیلا چند قدم جلو رفت...
— سام!
ناگهان چراغ روشن شد...
نیلا دستش را جلوی چشمهایش گرفت...
یک میز ، دو صندلی و چند پرونده روی میز بود...
اما خبری از برادرش نبود...
صدای قفل شدن در پشت سرش باعث شد برگردد...
تق.
نیلا دستگیره را امتحان کرد...
قفل بود...
— خیلی خب
صدای مردی از پشت بلندگو پخش شد...
+ دنبال برادرت میگردی؟
نیلا فوراً فهمید چه کسی است...
— جونگکوک؟
+ بالاخره متوجه شدی
نیلا اطراف اتاق را نگاه کرد...
— کجاست؟
چند ثانیه سکوت...
+ سؤال درست رو بپرس
نیلا اخم کرد...
— چه سؤالی؟
+ چرا برادرت اینجاست؟
نیلا مکث کرد...
— چون شما گرفتینش
صدای کوتاه خندهای از بلندگو آمد...
+ اشتباه
— پس چرا اینجاست؟
+ چون خودش انتخاب کرد وارد این بازی بشه
نیلا به پروندههای روی میز نگاه کرد...
یکی از آنها اسم برادرش را داشت...
ادامه دارد...
نیلا چند ثانیه همانجا ایستاده بود...
به انتهای راهرو خیره شده بود...
جایی که جونگکوک ناپدید شده بود...
صدای قدمهای مردان کمکم دور شد....
اما یک سؤال هنوز در ذهنش میچرخید...
برادرش کجا بود؟
نیلا به خودش آمد و سریع به سمت اتاقی که مرد قبلی نشان داده بود رفت...
دستگیره را پایین کشید...
در باز شد...
اتاق تاریک بود....
— سام؟
هیچ جوابی نیامد...
نیلا چند قدم جلو رفت...
— سام!
ناگهان چراغ روشن شد...
نیلا دستش را جلوی چشمهایش گرفت...
یک میز ، دو صندلی و چند پرونده روی میز بود...
اما خبری از برادرش نبود...
صدای قفل شدن در پشت سرش باعث شد برگردد...
تق.
نیلا دستگیره را امتحان کرد...
قفل بود...
— خیلی خب
صدای مردی از پشت بلندگو پخش شد...
+ دنبال برادرت میگردی؟
نیلا فوراً فهمید چه کسی است...
— جونگکوک؟
+ بالاخره متوجه شدی
نیلا اطراف اتاق را نگاه کرد...
— کجاست؟
چند ثانیه سکوت...
+ سؤال درست رو بپرس
نیلا اخم کرد...
— چه سؤالی؟
+ چرا برادرت اینجاست؟
نیلا مکث کرد...
— چون شما گرفتینش
صدای کوتاه خندهای از بلندگو آمد...
+ اشتباه
— پس چرا اینجاست؟
+ چون خودش انتخاب کرد وارد این بازی بشه
نیلا به پروندههای روی میز نگاه کرد...
یکی از آنها اسم برادرش را داشت...
ادامه دارد...
- ۹۷
- ۰۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط