پارت ۲۴
پارت ۲۴
فردا صبح:
ویو ا.ت:
بیدار شدم و ساعت نگاه کردم وایی نه نیم ساعت وقت دارم که برم ارایشگاه ، سریع کارای لازم رو انجام دادم و حاضر شدم و با جونگین سریع رفتیم ارایشگاه حتی صبحانه هم نخوردم ، با سه دقیقه تاهیر رسیدم که وقتی رفتم تو اول ارایشم کردن و بعد شینیون موهام رو انجام دادن پ بعد لباس عروس رو پوشیدم که ساعت نزدیک دو بعد از ظهر بود از اونجایی که ارایشگر دوستم بود ناهار باهم خوردیم و ارایشی که پاک شده بود رو دوباره ترمیم کرد و دسته گلم رو گرفتم دستم و منتظر جونکین موندم که ساعت ۳ جونکین امد دنبالم واقعا جذاب شده بود
ویو جونگین:
ا.ت رو گذاشتم ارایشگاه و خودم هم رفتم پیرایشگاه ( فرقشون این که پیرایشگاه برای مرداس ارایشگاه برای زن ها خودمم تازه فهمیدم😁 حالا شما رو نمیدونم نیدونستید یا نه)
نشستم رو صندلی مخصوص و موهام رو درست کرد و گریمم کرد و بعد رفتم خونه با بابا و عمو ناهار خوردم و کت و شلوارم رو پوشیدم و ساعتم رو انداختم انگشتر ها رو گذاشتم تو جیبم و رفتم دنبال ا.ت بابا و عمو هم رفتن پیرایشگاه .
ویو حال:
_ به به بانو چقدر زیبا شدی
+ مگه زشت بودم
_ اره
+ چی من قهرم اصن نمیام
_ بابا شوخی کردم سوار شو ( در ماشین رو باز کرد و تعظیم کوتاهی کرد)
+ باشه سوار میشم ولی این حرفت یادم نمیره
_ببخشید ( حالت کیوت)
+ باشه کوشولو
_ امیدوارم رو تخت هم بهم بگی کوشولو
+ یاااا جونگین
...ادامه دارد...
فردا صبح:
ویو ا.ت:
بیدار شدم و ساعت نگاه کردم وایی نه نیم ساعت وقت دارم که برم ارایشگاه ، سریع کارای لازم رو انجام دادم و حاضر شدم و با جونگین سریع رفتیم ارایشگاه حتی صبحانه هم نخوردم ، با سه دقیقه تاهیر رسیدم که وقتی رفتم تو اول ارایشم کردن و بعد شینیون موهام رو انجام دادن پ بعد لباس عروس رو پوشیدم که ساعت نزدیک دو بعد از ظهر بود از اونجایی که ارایشگر دوستم بود ناهار باهم خوردیم و ارایشی که پاک شده بود رو دوباره ترمیم کرد و دسته گلم رو گرفتم دستم و منتظر جونکین موندم که ساعت ۳ جونکین امد دنبالم واقعا جذاب شده بود
ویو جونگین:
ا.ت رو گذاشتم ارایشگاه و خودم هم رفتم پیرایشگاه ( فرقشون این که پیرایشگاه برای مرداس ارایشگاه برای زن ها خودمم تازه فهمیدم😁 حالا شما رو نمیدونم نیدونستید یا نه)
نشستم رو صندلی مخصوص و موهام رو درست کرد و گریمم کرد و بعد رفتم خونه با بابا و عمو ناهار خوردم و کت و شلوارم رو پوشیدم و ساعتم رو انداختم انگشتر ها رو گذاشتم تو جیبم و رفتم دنبال ا.ت بابا و عمو هم رفتن پیرایشگاه .
ویو حال:
_ به به بانو چقدر زیبا شدی
+ مگه زشت بودم
_ اره
+ چی من قهرم اصن نمیام
_ بابا شوخی کردم سوار شو ( در ماشین رو باز کرد و تعظیم کوتاهی کرد)
+ باشه سوار میشم ولی این حرفت یادم نمیره
_ببخشید ( حالت کیوت)
+ باشه کوشولو
_ امیدوارم رو تخت هم بهم بگی کوشولو
+ یاااا جونگین
...ادامه دارد...
- ۱۶.۰k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط