گاهي گمان نميکني ، ولي خوب مي‌شود ،

گاهي گمان نميکني ، ولي خوب مي‌شود ،
گاهي نمي‌شود که نمي‌شود که نمي‌شود
گاهي هزار دوره دعا ، بي اجابت است ،
گاهي نگفته قرعه به نام تو مي‌شود
گاهي گدايِ گدايي و بخت با تو يار نيست ،
گاهي تمام شهر گداي تو مي‌ شود
گاهي براي خنده دلم تنگ مي‌شود ،
گاهي دلم تراشه اي از سنگ مي‌شود
گاهي تمام آبيِ اين آسمانِ ما ،
يک باره تيره گشته و بي رنگ مي‌شود
گاهي نفس ، به تيزيِ شمشير مي‌شود ،
از هرچه زندگي‌ست ، دلت سير مي‌شود
گويي به خواب بود ، جواني‌مان گذشت ،
گاهي چه زود فرصت‌مان دير مي‌شود
کاري ندارم کجايي چه ميکني
بي عشق سر مکن ، که دلت پير مي‌شود
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

گاهی گمان نميکنی ، ولی خوب می شود؛گاهی نمی شود که نمی شود که...

گاهی گمان نمیکنی ، ولی خوب می‌شود ،گاهی نمی‌شود که نمی‌شود ک...

گاهي گمان نميکني ، ولي خوب مي‌شود ،گاهي نمي‌شود که نمي‌شود ک...

بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود:گــاهـی گمان نمی کنی ولی خوب...

بـی عـشق سر مکن که دلت پیر می شود…

گــاهـی گمان نمی کنی ولی خوب میشودگــاهـی نمیشود، که نمیشود،...

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشودگاهی نمیشود که نمیشود که نمیشو...

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشودگاهی نمیشود که نمیشود که نمیشو...

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که نمیشود که نمیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط