{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند وقت پیش کسی از من پرسید از چه جمله ای بدم می آید

چند وقت پیش کسی از من پرسید از چه جمله ای بدم می آید!
بدون مکث گفتم "بگذار برای بعد "
مثلا یک بار که با التماس از دبیر ریاضیمان خواهش میکردم که صفر ناشی از تقلب کردنم را پاک کند ، عینکش را جا به جا کرد و گفت : بگذار برای بعد !
یک هفته گذشت و ما هم دلمان خوش . کارنامه ها را دادند ...ریاضی صفر !
گذشت و گذشت ... صفر ریاضی ناچیز شد و به تو رسیدم !
یادت هست آن شب بارانی که داشتیم زیر چتر بلال میخوردیم و به خود میلرزیدیم ، پرسیدم دوستم داری ؟
با دهان پر گفتی : بگذار برای بعد ! خیلی خوشمزه است نه ؟!
ما هم طبق معمول گذاشتیم برای بعد و دلمان را با بلال خوردن خوش کردیم !
یک روز هم چشم باز کردم و دیدم من مانده ام و تویی که نیستی !
برگردیم به زمان حال .
دیروز رفتم دکتر . چند وقت حالم ناخوش بود . کلی حرف های عجیب زد !
آخر سر که پرسیدم : زنده هم می مانم حالا ؟!
باورت نمی شود !
گفت بگذار برای بعد !
دیدگاه ها (۲)

اونی که واقعادوستون داشته باشهسعی میکنه مشکل بینتون رو حل کن...

یک عمر ما را با دیر رسیدن، بهتر از هرگز نرسیدن است گول زدند....

" دنیای دست ها......از هر دنیایی بی معرفت تر است....امروز دس...

روزگار غریبی ست"!! آدمها یک روز"دورت"میگردند روزی دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط