{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شمعدانی ها را

شمعدانی ها را
آب داده ام
بافه ی گیس هایم را شکافته ام
در ایوان ایستاده ام
تو قرار است بیایی
دیدگاه ها (۰)

روح زندگی را در حیاط قدیمیکنار حوض کاشی آبیحوالی شمعدانی هاک...

صدای خنده های تو افتادن تکه های یخ است در لیوان بهار نارنج

هر کجا وقت خوشے رو دهد آنجاست بهشت صائب تبریزے

حس خوب 😍

*شمعدانی شده ام که...تا به ساقه ی نازک تنهایی امدست می بریبو...

پس بگو قرار بود تو بیایی....و من نمی‌دانستم..

عاقدش گفت که مهریه ی او آب شودو قرار است که او مادر ارباب شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط