{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لحظه ای از عشق خواندی ، جان من بیمار شد

لحظه ای از عشق خواندی ، جان من بیمار شد
شور عشقت را گرفتم ، نبض من تکرار شد

در نگاهت چون عروسک خواب می دیدم که تو
لب به لب هایم نهادی ، عشق من بیدار شد

روح و جانم را ربودی ، دین و کیشم را گرفتی
از همه عالم گریزان , مست آن دیدار شد

در نمازم جای " سبحانَ " صدایت می زدم
در سکوت و انزوایم ، ذکر تو اجبار شد

تو ، خدایم ، نه ، وجودم را گرفتی از من و
بی تو بودن در وجودم ، هرنفس انکار شد
💙 ❤
دیدگاه ها (۱)

یه روزی همه ی زخمهای زندگی خوب میشه....اما بعضی حرفا هیچوقت ...

◀ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ﭼﮕﻮﻧﻪ می گذرد،ﻋﺎﺷﻖ ﺁﻥ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪﺗﺼ...

عشق من به تو نوبرانه ترین میوه ی دل است؛هرروز به مهر و لبخند...

حذف کن کسانی را کهبـاعث غمت می‌شوندبیش از حد که کوتاه بیاییم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط