{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن یار نکوی من,

آن یار نکوی من,
بگرفت گلوی من

گفتا که "چه می خواهی؟" گفتم که "همین خواهم."

مولانا
دیدگاه ها (۴)

شهر آشنایی🌹❤️به اميد آن روز كه دوستى ومهر آنقدر فراگير شود ك...

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسمگفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ...

او را می‌خواهم و فقط او را می‌خواهم من زلف های یار را می‌خوا...

.یک روز من سکوت خواهم کرد و تو آن روز برای اولین بار مفهوم "...

غم، فراوان داری و غمخوار می‌خواهی که نیستسینه‌ای را محرم اسر...

بچه ها من تازه الان می خواهم بخوابم گفتم که یک جغد هستم 🦉✌

افتاده درختی که به خود می بالیداز داغ تبر به خاک غم می نالید...

کیانوش عیاری:به وزیر ارشاد گفتم می‌خواهم «کاناپه» را بدون حج...

زندگی، همیشه آن چیزی نیست که می‌خواهی؛ گاهی آن چیزی‌ست کهبای...

‌تو را آن‌گونه می‌خواهم که باغی باغبانش‌ را... از کتاب نزدیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط