{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت چشم منتظر به‌چشم تو ترانه شد

سکوت چشم منتظر به‌چشم تو ترانه شد
گلایه‌ ام از عاشقـی، ڪرانه تا ڪرانه شد
تمـام خواهشــم شده فقط بغـل گرفتنت
ببین‌که‌اشک‌هرشبم نصیب چشمْ‌خانه‌شد
خبــر نداری از دلم که تڪه پاره‌ای شده
هــزار آفت‌و زیان به‌سمت دل روانـه شد
اگر که مُرده قلبم ‌و نَفَس به زور می‌کشم
بدان که زنده بودنم مثال یک فسـانه شد
ببین چه حس مبهمی‌ نشسته کُنج باورم
ته خیــال باطلـم شبیــه شاهنــامه شد
نگفتمت ڪه پر نزن...نرو به بام دیگری؟
پریدنت ڪبوترم! ببین چـه ظالمـانه شد
فقط تَرنُم‌ تو -جان- به‌قلب عاشقم سپرد
دلیل خنـده‌‌های دل شبی که بی‌بهانه شد
دیدگاه ها (۱۰)

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد دلمباز تا غافل شوم  سوی تو ...

از این به بعد اگر بی بهانه گریه کنمبه من نخند و نگو مخفیانه ...

چه می دانی نگار من شب رنجور یعنی چه؟به دریا رفته دریابد دل پ...

تا تو رفتی خون شعرم در قلم خشکیده شددست تقدیر آمد و دست تو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط