{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Otagh baghli

Otagh baghli
Part 44


«ویو مدرسه ، زنگ تفریح »


داشتم با لذت کیکی رو که بخاطرش دو تا آدم گنده خودشونو ج*ر داده بودن می‌خوردم ...

اونم با چی !؟
با شیر کاکائو ..

اصننن این ترکیب خداستتت ، میپرستنش 🛐

یونا هم کنارم نشسته بود و داشت ساندویچش رو میخورد ...

داشتم به جریان های صبح فکر میکردم که یهو یونا گفت : ..

یونا : ا/تی عشقم یکم کیکت رو بده ، خیلی خوشمزه بنظر میاد 😋

قیافش خیلی گوگولی بود ، دلم نیومد بهش ندم پس گفتم : ...

ا/ت : باشه ولی فقط ی گاز کوچیک !!


یونا : چشم خوشگلمم..

منم گفتم : ...

ا/ت: باشه پس گوگولیم بیاحح 🍩

کیک رو سمتش گرفتم و اونم دهنش رو عین غاز باز کرد و قبل از این که بخوام واکنشی نشون بدم تقریبا نصف کیک رو کرد تو دهنم ..

جیغی زدم : ...

ا/ت : یونااااا (دادددد )

یونا : ببخشید عشقمم (خنده با دهن پر )

طولی نکشید که منم پقی زدم زیر خنده

هر دو مون عین اسکل ها داشتیم میخندیدیم ...

خنده هامون که تموم شد ، اومد سمتم و ی بوسه محکمم رو گونم کاشتتت ..

یوناا : عاشقتممم ا/تیی 💋💋

منم رفتم سمتش و ی بوسه رو گونش کاشتم و گفتم :

ا/ت : منم عاشقتممم دختر 🎀 🫂


(اینا صددرصد رفاقتشون فیکه من اگه بخوام به رفیقم اینجوری بگم میگه مگه من باهات غریبم بیشور !؟؟)

...

رفتیم با یونا روی نیمکت نشستیم و مشغول حرف زدن شدیم ..

منم کلا قضیه ی جونگکوک و این که پسر مامانمم اومده رو تعریف کردم براش ...

قضیه ی صبح رو براش تعریف کردم و گفتم که سر همین کیک چطور هم دیگه رو جرواجر کردیم و منتظر واکنشش بودم که یهوو ..

شرط : ۱۰۸ لایک ، ۳۰ بازنشر

بوس ،بای 👋🏻
دیدگاه ها (۴۷)

هووووووووو 🙂‍↔️💋هزار تایی مون مبارک قشنگاییی منننن ، دوستون ...

Otagh baghli Part 45 قضیه ی صبح رو براش تعریف کردم و گفتم که...

Otagh baghli Part 43 ولی خب مثل این که من زود به خودم اومدم ...

Otagh baghli Part 42 خواستم برم که یهو کیک رو از تو دستم کش...

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط