{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یا صاحب الزمان عج

یا صاحب الزمان (عج)

بیابان را که می گردم نگارم را نمی بینم
چنان در معصیت غرقم که یارم را نمی بینم

تمام آرزویم همنشینی با گلم بوده
من چون خار ، از چه گلعذارم را نمی بینم؟

از اول هم زمستان بودم و او را ندیدم من
گمانم تا به آخر هم بهارم را نمی بینم

دو قطره اشک از هجرش خوشی روزگارم بود
چه کردم که خوشی روزگارم را نمی بینم

اگر آید به دوش خود برم آن دلستانم را
کنار جاده نالانم ، سوارم را نمی بینم

فقط در انتظار این پگاه جمعه ام دیگر
که رفت و آمد لیل و نهارم را نمی بینم

دو دستم خالی از دستان گرمابخش او گشته
چرا دیگر شه والا تبارم را نمی بینم

زمین مهمانپذیر اوست ، من هر لحظه مهمانم
در این کاشانه دستان ندارم را نمی بینم

دیارم کربلا و ماه آن هم یوسف زهراست
چرا من خیمه ی ماه دیارم را نمی بینم
دیدگاه ها (۱)

مولای منیوسف زیبای زهراشنیده‌ام از ما دلتنگ تری برای آمدنت!ش...

تو به دادم نرسی، می روم از دست ،حسینمستغاثٌ بک ارباب ،که بهت...

یااباصالح المهدیساحل چشم من از شوق به دریا زده استچشم بسته ب...

این جمعه هم از دیدن رویت خبری نیستدیگر نفسم هم، نفسِ معتبری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط