{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مجنون و آب و کوزه و لیلا بهانه بود

مجنون و آب و کوزه و لیلا بهانه بود
زندان و چاه و گرگ و زلیخا بهانه بود
می خواست عشق در جهان غوغا بپا کند
قصه سیب و آدم و حوا بهانه بود
ابلیس رانده شد چو عشقی در دلش نبود
آتش و خاک و سجده هم آنجا بهانه بود
شور کلام مولوی از شوق یاد اوست
دیدار شمس و عشق مولانا بهانه بود
تنها به یاد او غزل می گفت خواجه هم
شاخ نبات و ساقی رعنا بهانه بود
تفسیر تازه ای ازو در یوش زاده شد
شعر نو و "افسانه" نیما بهانه بود
سهراب در شب بیابان نام او شنید
تصویر رود و یک زن زیبا بهانه بود
چون سایه ما حکایت او را رقم زدیم
دلداگی به دختر ترسا بهانه بود
مغرور دل ربودن از همچون منی نشو
زیبایی تو و جنون ما بهانه بود
او عشق بود و عاشق و معشوق ، من و تو
گر دل به هم سپرده ایم تنها بهانه بود
دیدگاه ها (۷)

چوب تنبیه خدا نامرئیست! نه کسی میفهمد، نه صدایی دارد !یک شبی...

بعضی وقتا دنیا اونجور پیش نمیره که پیشش می بریعجیب شده استرس...

از این حال در بیام از خجالت خیلیا درمیام

گاهی سکوت شرافتی دارد که گفتن ندارد ....همیشه در فشار زندگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط