{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ملکه من

ملکه من:
p44:(پارت آخر)
جیمین:ا.ت اول خودت مهمی
ا.ت:نه من نمیتونم بچه خودمو بکشم
دکتر:با توجه به بیمار اصلا به صلاح نیست که بچه رو نگه دارید
ا.ت:من از خودم متمعنم
جیمین:من تا آخرش پیشتم عزیزم
دوماه میشه که فهمیدیم ناراحتی قلبی ا.ت شدیدتر شده و حتی یه دختر کوچولو هم تو دلشه اما من نگرانم ......خیلی هم نگرانم اصلا حس خوبی به این موضوع ندارم دکتر گفته اگه بیماری بدتر بشه تو اتاق عمل احتمالا مادر رو از دست بدیم و من از این خیلی میترسم هفت ماه مثل برق و باد گذشت و حالا ا.ت تو اتاق عمله و من اصلا حتی لحضه ای نمیتونم بشینم
۳ساعت بعد(زایمان طبیعی بوده) دکتر با دستایی خونی از اتاق عمل بیرون اومد که با ترس و همزمان هیجان سمتش دویدم
جیمین:ا.ت ا.تم حالش خوبه؟
دکتر: متاسفم
جیمین:چی داری میگییییییییی چی چیو متاسفیییییییییی ا.ت من زندست؟ملکه من زندست؟ها جواب بده
دکتر:در اثر سکته قلبی از دست دادیمش ولی دخترتون زندست
جیمین:خفه شووووو ملکه من زندستتتتتتتتت چرا چرت و پرتی میگیییییی ا.ت من کجاست ا.ت من کجااااااااااااست
می چی:داداش خواهش میکنم آروم باش(گریه)
جیمین:به من قول داده بود به من قول داده بودی پیشم میمونی ا.تتتتتتتت(گریه و داد)
می چی: جیمین آروم باش(گریه)
لی:آبروی باندو نبر و نَوَمو بزرگ کن و یکی جایگزین ا.ت پیدا کن و گرنه بچتو میکشم
جیمین:بچم‌ کجاست
پرستار:آقا آقا بچه........
جیمین:بنال دیگه چیه؟
پرستار: بچه نیست................
خب فصل اول به اتمام رسید🤧
آمممم یه طوزیح فصل دوم فیک درباره ی دختر ا.ته اون مرددد😭😭😭😭😭و داستان بیشتر درباره ی جانگکوک هستش اگه فصل دوم می‌خواین قلب🩵و اگر نه قلب🖤
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آنچه در فصل دوم میگذرد:
............:۱۸ سال مُفت خوری کردی بسه دیگه پاشو از این به بعد خدمت کار پسرمی
°°°°°°°°°°°°°°
...........:مشکل روانی برادرتون با قدرت بیشتری برگشته چند سادیسم شدت گرفته
°°°°°°°°°°°°°
............:جونگ وو رو پیدا کنین میدونم همش زیر سر اونه
دیدگاه ها (۱)

بیاین تو کامنتا گریه کنیم خانمی🤧

تو کامنتا در خدمت باشیم خوشگله...😎

عشق مافیا

Part 23کوک ویو لباس تنه خودم و ا،ت کردم و به سمت بیمارستان ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط