پادشاهی دستور داد گوسفندی را سر بریدند و آن را کباب نمودن

پادشاهی دستور داد گوسفندی را سر بریدند و آن را کباب نمودند.
پادشاه به وزیر خود گفت:
برو دوستان و نزدیکانت را بگو که بیایند، تا دور هم بشینیم و این گوسفند را با هم بخوریم.
وزیر لباس مبدلی پوشید و به میان جمعیت شهر رفت و فریاد زد:
ای مرد به فریادم برسید که خانه من آتش گرفته و دار و ندار زندگیم در حال سوختن است.
تعداد اندکی از مردم حاضر شدند که همراه وزیر بروند و در خاموش کردن آتش به او کمک کنند.
وقتی به خانه رسیدند، با کباب گوسفند و نوشیدنی های رنگارنگ از آنها پذیرایی شد.
پادشاه از وزیر خود پرسید: چرا دوستان و نزدیکانت را دعوت نکردی!؟
وزیر گفت: اینها دوستان ما هستند، کسانی که شما آنها را دوست و خویشاوند می پنداشتید، حتی حاضر نشدند یک سطل آب هم بر رو خانه آتش گرفته ما بریزند.
آری دوستان...
بیگانه اگر وفا کند، خویش من است...👍👌
دیدگاه ها (۱)

برگای بچه ریخت 😂🤣🤣

❣تـو را بایـد خوانـد ؛با لـذت...مثل یڪ ڪتـاب شـعــر قـدیمی ا...

دختر بچه را عقد کردن😔 و بردن تو حجله. دختر بچه از وحشت و تر...

زهرا صادقی صاحب ۱۰ فرزند، که مدام تبلیغ می‌کرد ایران بهشت اس...

#حکایت_قدیمی پادشاهی دستور داد گوسفندی را سر بریدند و آن را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط